سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغات در پارسی بلاگ
هان! مبادا کسی که نمی داند، از فرا گرفتن شرم بدارد ؛ چرا که ارزش هرانسان، چیزی است که می داند . [امام علی علیه السلام]
بنارانه
 
صفحه اصلی  |  ارتباط با ما  |   درباره وبلاگ  |  پارسی بلاگ
»» آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت نوزدهم

دین و مذهب 2  - تعزیه  - بخش اول

یکی از پر رنگ ترین برنامه های مذهبی در بنار آب شیرین ، تعزیه خوانی است تا جایی که  این مراسم ، سایربرنامه های مذهبی  را تحت الشعاع خود قرار داده و طرفداران پرو پاقرصی را برای خود به هم زده است  به گونه ای که مردم به تعزیه خوانان به دیده ی احترام خاصی می نگرند و گاه پاره هایی از لباس های بعضی از نقش ها را برای تبرک می برند یا خاک گودال قتلگاه یا قبر علی اصغر را برای تبرک و شفا بر می دارند . در دهه های گذشته ، وقتی به زمین تعزیه که آن را جاجاغ ( جای اجاق ) می رسیدند ، دمپایی را بیرون می آوردند و با پای برهنه آن زمین را طی می کردند . زمین تعزیه در سمت شمال روستا واقع بود و تا سال 1357 ، بدون وقفه و تغییر ، مراسم در آن جا اجرا می شد . پس از آن چند بار زمین تعزیه تغییر کرد به عنوان مثال یک سال به میدان حدفاصل مقابل منزل حاج حیدر نعمتی و پشت منزل ماندنی جعفری ، تغییر یافت و یک بار هم به صورت موقت به جنوب روستا و سمت شرق باغ محمد سلیمی ، مابین زمین قدیمی فوتبال و آن باغ واقع شد اما پس از آن به طور ثابت (به جز در زمستان که زمین گل آلود است ) به سمت غرب روستا انتقال یافت که به میدان امام حسین معروف شد . منظور از تعزیه و تغییرات مکان اجرای آن  ، دهه ی اول محرم است وگرنه در بنار تعزیه های دیگری نیز در مکان هایی در محوطه ی روستا برگزار می شود  . 

در زیارت برای انجام شبیه خوانی ،  عده ای ، تخم مرغ ، خرما ، آرد و...  جمع می کردند و به منزل بانی تعزیه می آوردند . بانی هم سید فاطمی پدر سید محمد فاطمی بود که به صورت مقطعی نیز به منزل محمدجعفر گل افشان معروف به مشفر دکتر رفت و دوباره برگشت . در بنار مردم خودشان مواد لازم و آنچه که نذر می کردند را به خانه ی بانی تعزیه می آوردند . بانی تعزیه در بنار مومد بوستانی بود که به همت همسرش کربلایی زهرا دختر کربلایی خدارحم انجام می گرفت .  در روستای کلل هم علم دور می دادند و در کوچه ها می گشتند و نوحه خوانی کرده و کمک های مردمی را جمع می کردند . معمولا این اقدامات در دو تا سه روز قبل از محرم انجام می گرفت .

شبیه خوانی در دهستان زیارت سابقه ای طولانی دارد . بر اساس اسناد موجود ، در استان بوشهر ،  قدیمی ترین تعزیه ها در روستای زیارت دشتستان برگزار می شده است . به نظر می رسد که در بنارآب شیرین نیز تعزیه خوانی سابقه ی به بلندای 65 تا 70 سال داشته باشد . در قدیم انتخاب افراد برای اجرای نقش ها ی شبیه خوانی ، علاوه بر شکل ظاهری ، با روحیات باطنی  افراد نیز ارتباط داشت به این معنی که مثلا اولیا خوان ، باید از لحاظ صفات اخلاقی و خصلت های پسندیده نیز مورد قبول مردم باشد تا خواندنش بیشتر در دل ها اثر کند . البته در هیچ دوره ای نقش صوت زیبا را نمی توان انکار کرد تا جایی که امروزه صدای خوش ، معیارهای دیگر را تحت الشعاع قرار داده است . از حاجی فرزند محمد فرزند بلال  ، پدر کربلایی محمد کریم عمانی از زیارت نقل شده که گفته بود : من عصر ها در پیر (شیخ منصیر = شیخ منصور )قرآن می خواندم . روزی در آستانه ی ماه محرم متوجه شدم که کسی به صدایم گوش می دهد . وقتی که آمد ، دیدم الله کرم فرزند ملا حاجی است . گفت : حاجی ! امسال تعزیه می خوانی ؟ گفتم نمی دانم . چون محرم فرا رسید ، مرا نیز به مجلس بردند و نسخه ی سکینه را به من دادند . ادامه دارد

___________

منابع :

 گفتار حسن بی باک

گفتار طلاعوضی

گفتار محمد جعفر غلامی



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( جمعه 93/8/2 :: ساعت 12:32 عصر )
»» آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت هجدهم / محمد غلامی

دین و مذهب -  1

 

دین مردم دهستان زیارت اسلام و مذهب آنان شیعه ی دوازده امامی بوده و هست . آن ها تعصب خاصی نسبت به این دین و مذهب دارند به گونه ای که طرح هیچ سوال شبهه برانگیزی را برنمی تابند به عنوان نمونه شخص بی نماز در بین مردم پذیرفته می شود اما اگر کسی پیرامون نماز سخنی بگوید که با عقاید جمع هماهنگی نداشته باشد ، ولو این که آن شخص نماز هم بخواند ، از نظر مردم مردود است . جامعه ی مذهبی این دهستان خشک ، و مذهب با روح مردم در آمیخته به گونه ای که تشیع با اسلام برابر است تاجایی که حتی اهل تسنن را به دلیل در دل نداشتن مهر علی (ع) ، اهل جهنم می دانند .  امروزه پایبندی به عقاید مذهبی در بین همه ی مردم به یک اندازه نیست و این واقعیتی است که مشاهده می شود . در گذشته ، مردم این دهستان ، عموما پیروان سایر ادیان را نیز کافر می پنداشتند وضمن تعصب به عقاید اهل تسنن ، به اهلبیت عشق می ورزیدند . پنج تن آل عبا ، مخصوصاً امام حسین (ع) و پس از آن حضرت عباس در ذهن مردم جایگاه خاصی دارند . در بیشتر مواقعی که کارهای مردم گره می خورد و یا قصد انتقام از کسی یا جایی را دارند ، حضرت عباس را به یاری می طلبند و به قول خود ، حق ضایع شده ی خویش را به تیغ برّنده ی حضرت عباس می سپارند . پایبندی مردم به مذهب را در برگزاری مراسم خاص ماه های محرم ، صفر و رمضان می توان بیشتر دید .  اسلام در بین مردم دهستان عموما قشری است اما هستند کسانی که در این زمینه مطالعات عمیق و دامنه داری نیز انجام داده اند. مرجع تقلید مردم تا قبل از انقلاب ، آیت الله خویی بود به گونه ای که در منازل افراد با سوادروستا ، رساله ی ایشان وجود داشت .آقای حاج شیخ علی مظاهری نیز نماینده و رابط ایشان با مردم بنار و دهستان زیارت و تهیه کننده ی آن رساله ها بود  . بعد از انقلاب ، برخی از مردم در تقلید به مرجع دینی سابق خود ماندند ولی تعدادی نیز مرجع تقلید خود را عوض کردند . در قسمت های آینده و ادامه ی این مقاله ، به صورت خاص به موضوعاتی از جمله تعزیه خوانی ، روضه خوانی ، سینه زنی  ، مقاوله ، تاریخچه ی مساجد و حسینیه ها و ...در بنار آب شیرین  خواهیم پرداخت .



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( پنج شنبه 93/8/1 :: ساعت 10:36 صبح )
»» آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت هفدهم / محمد غلامی

زبان

زبان مردم بنار آب شیرین فارسی است اما آنان فارسی را با گویش محلی سخن می گویند . با وجود ارتباط مداوم مردم روستاها با یکدیگر ، برخی از اختلافات گفتاری هنوز برجاست که بارز ترین آن را می توان در بین مردم بنار با صفی آباد شنید . اگر چه گویش مردم دشتستان عموما به لری نزدیک است و هرچه به سمت شمال استان بوشهر پیش برویم ، این گویش غلیظ تر می شود اما در دهستان زیارت بین بنار و صفی آباد که بیش از دو کیلومتر با هم فاصله ندارند ، در تلفظ برخی حروف اختلاف است به گونه ای که می در ابتدای فعل مضارع در بنار و زیارت و کلل ، « می » ولی در صفی آباد « یی » تلفظ می شود و این در مورد تمام فعل های مضارع و مضارع منفی نیز صدق می کند . از این جهت مردم صفی آباد با آن که در تقسیمات کشوری در بخش مرکزی شهرستان دشتستان هستند ولی به بلوک انگالی نزدیک تر اند .

در بین واژه های مردم بنار وبه طور کلی در دهستان زیارت ، واژه هایی از زبان های باستانی یافت می شود که نشان می دهد این گویش ، بازمانده از زبان اصیل فارسی است .  به عنوان مثال واژه ی « تیشتر » که به معنای بز جوان است ، واژه ای  اوستایی است که هنوز در بنار کاربرد دارد . همچنین به دلیل ارتباط مردم با کشور های عربی و یا تهاجمات بیگانگان  به این منطقه ،پاره ای از واژه های متداول ملل دیگرنیز با این گویش در آمیخته که به عنوان مثال می توان به گاسلیت به معنی نفت (انگلیسی ) ، چماق (ترکی ) الساعه (عربی ) ، عریس به معنی عروس (هندی ) و.... اشاره کرد . البته ریشه ی زبان فارسی با زبان هندی در جایی به هم می رسند و این تشابه زبانی را در فیلم های هندی می توانیم به راحتی ببینیم . محقق ارجمند ایرج افشار سیستانی در کتاب نگاهی به بوشهر – جلد دوم – صفحه ی 632 می نویسد : « می توان گفت که زبان های مردم سواحل خلیج فارس و جزایر آن با زمانده ی لهجه ها و زبان های شبانکاره ای ، بلوچی ، کردی ، ترکمنی است و مفردات انگلیسی ، هلندی ، پرتغالی  ، هندی ، عربی و ترکی در آنها دیده می شود ولی استخوان بندی و ریشه ی آن ها فارسی است » .

امروزه در بین تحصیل کرده های ما و کسانی که از روستا رخت بر بسته و به شهر ها رفته اند ، زبان فارسی معیار رایج شده و بسیاری از آنان نه تنها خود ازبه کار بردن چنین گویشی خواسته یا ناخواسته فاصله گرفته اند ، بلکه بر آنند تا با فرزندانشان حتی درخانه نیز به زبان معیار سخن بگویند که این باعث شده تا تعداد معتنابهی از لغات پیشین از بین رفته و نسل امروز از معانی آن بی خبر بمانند . برخی نیز به غلط ، زبان را به شهری و روستایی تقسیم کرده و از بیان گویش خود احساس حقارت می کنند و ترس از متهم شدن به دهاتی بودن و روستایی بودن ، باعث شده تا از گویش محلی فرار کنند . در دوران ما ، هجمه های تلویزیون حاکم که در اختیار پایتخت نشین هاست ، باعث شده تا گویش محلی ما به مرور زمان نابود شود و زبان فارسی با گویش مرکز نشینان جایگزین آن گردد.  البته هجوم تکنولوژی و صنعت خاصه از زمانی که اینترنت قدم در خانه ها نهاد ، خطر بزرگی زبان فارسی را نیز تهدید کرده و هرکدام از ما روزانه ده ها واژه ی بیگانه به کار می بریم که اگر به این منوال پیش برویم ، نه تنها گویش بومی بلکه دیری نمی گذرد که زبان پارسی با همه ی شاهکارهایش را فراموش می کنیم  و متاسفانه هنوز مسئولان فرهنگ ما بیدار نشده اند .

 اگر به منابع پیشینیانی که نامشان مایه ی افتخار همه ی ماست نگاه کنیم ، متوجه می شویم که بسیاری از واژگانی که ما از به کار بردنشان احساس ترس داریم ، ابزار بیان اندیشه های بزرگان ادبی ما بوده اند . به عنوان مثال ما امروزه در گفتگوهای روزمره ی خود ،  از به کار گرفتن واژه ی « اشتر » پرهیز می کنیم تا به بی سوادی متهم نشویم حال آن که  تا چند سال پیش هم مردم این واژه را در بنار به کار می بردند . فردوسی بزرگ درباره ی ضحاک می فرماید :

مر او را ز دوشیدنی چار پای

زهریک هزار آمدندی به جای

بز و اشتر و میش را همچنین

به دوشندگان داده بد پاکدین

شاهنامه بر اساس چاپ مسکو . تصحیح ژول مول– جلد اول ص 28

یا « پاییدن » به معنی مراقبت کردن که در گویش بنار به کار می رفت و مثلا می گفتند من لاله را می پایم یعنی از مزرعه ی هندوانه مراقبت می کنم و یا فلانی را پاییدم یعنی او را زیر نظر داشتم ، امروزه علیرغم زیبایی هایی که این واژه دارد ، کاربردی ندارد . جالب این که این واژه از اعماق تاریخ و زبان خود را به ما رسانده ولی ما به راحتی او را از خود رانده ایم .  خشایار شاه  گفته است :

« هنگامی که من شاه شدم  بسیار ساختمان های عالی بنا کردم . آنچه را که به وسیله ی پدرم کرده شده بود من پاییدم و کارهای دیگری به آنها افزودم . »

خشایار شاه . نقل از  پایتخت های شاهنشاهان هخامنشی . علی سامی .ص 307

از این نمونه ها بسیار ها در اختیار دارم که در آینده به یاری خداوند بزرگ به صورت کتابی با مثال های متعدد از گذشتگان و کاربردشان در گویش بنار ، به علاقمندان فرهنگ بنار عرضه خواهم کرد . جای خوشبختی است که امروزه برخی از شاعران به سرودن شعر به گویش محلی روی آورده اند که خدمتی بزرگ در این زمینه محسوب می شود . در دهستان زیارت تعدادی از شاعران از جمله اسفندیار فتحی ، امان الله ابراهیمی ، معصومه خدادادی ( کتاب گجیک دشتسون – چاپ نشده ) و محمد غلامی ( کتاب گلبنگی – چاپ شده در سال 1390 ) بیش از دیگران به این مهم پرداخته اند .



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( دوشنبه 93/7/28 :: ساعت 10:45 صبح )
»» آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت شانزدهم / محمد غلامی

 فصل های سال -  قسمت دوم

  در برخی از خانه ها نیز لوکه می ساختند . لوکه چهار پایه ی بلندی به ارتفاع تقریبی دو متر بود . برای ساختن لوکه ، چهار چوب گز یا سدر یا تنه ی نخل به صورت ایستاده در زمین می کاشتند به گونه ای که مستطیلی را تشکیل می داد و برای آن با چوب و شاخ و برگ نخل ، سقفی می ساختند به گونه ای که آنقدرمحکم بود و تحمل وزن تعدادی از افراد را داشته باشد . شب ها روی آن فرش می گستردند و می خوابیدند . این امکان نیز مخصوص مردان بود که گاه در خانه ها ساخته می شد و بدون استثنا در مزارع هندوانه دیده می شد . بعد ها نوعی کوکه با ارتفاع اندک نیز در حیاط ها ساخته شدکه تمام افراد اعم از زن و مرد و کودک توانستند از آن استفاده کنند . این نوع لوکه نیز در واقع به خاطر آن بود تا افراد خانواده از شر حشرات گزنده ای مثل عقرب ، رتیل و مار در امان باشند . پایه های این لوکه به دو شکل بود. الف : چوبی . لوکه با پایه های چوبی همان شکل لوکه ای را داشت که قبلا توضیه داده شد با این تفاوت که تعداد پایه هایش بیشتر و ارتفاع آن تا سطح زمین کم بود .ب : گلی (شلی) .  برای ساختن این نوع جایگاه که در واقع تخت خواب عمومی بود ، بسته به جمعیت هر خانواده و معمولا سه ردیف پایه ی شلی (گلی ) به طول تقریبی 2 متر و ارتفاع تقریبی نیم متر و فاصله ی تقریبی 1 متر در موازات هم می ساختند و پس از این که کاملا خشک و محکم می شد ، ستّه یا سجم را روی آن می گستردند. سته و سجم از چوب نخل ساخته می شد . برای این کار چند روز آن را در آب رودخانه می گذاشتند و بعد حداقل سه نفر با هم مشغول بافتن آن با ریسمان می شدند . به این ترتیب که چوب ها را یکی یکی کنار هم می گذاشتند و و هر نفر ریسمان را یک لایه زیر و یک لایه از رو عبور می داد و به این ترتیب چوب ها با سه ردیف ریسمان به یکدیدگر بسته می شدند و پیش (برگ نخل)های هر چوب را هم زمان بالا قرار می دادند تا مثل گوشت قالی باعث نرم بودن روی چوب ها شود و بعد که خشک می شد ، آن را خلاف ردیف پایه های لوکه روی آن می گستردند و شب ها روی آن را فرش می کردند و می خوابیدند و فضای آزاد زیر آن باعث می شد که هم هوا جریان داشته باشد  و هم جانوران از زیر آن عبور کنند و بگذرند . (توضیح کامل تر ساخت سته و سجم را در بخش اقتصاد و صنعت می آوریم )

 ازنیمه دوم مهر ماه ، شب ها هوا اندک تغییر می کند و در آبان ماه ، صبح ها نیز تغییرات جوی را می توان احساس کرد. دراین تغییرات ، اندک زردی را در برگ های سدر(کنار) مشاهده می کنیم که شروع به ریزش می کنند و پاییزی بسیار کوتاه را خبر می دهند . آذرماه ، آغاز زمستان است . هر چه به زمستان نزدیک تر می شویم ، هوا مطبوع تر می گردد . زمستان زودتر از تقویم رسمی  می آید اما سرمای استخوان سوزی ندارد . سرمای زمستان هنگامی است که بادی بوزد تا سرمایی بر پوست بنشاند اما به محض این که پناه بادی یافت شود ، سرما هم دست برمی دارد . زمستان فصلی که همه ی جمعیت کشاورز بنار انتظارش را می کشند . دی ماه ، سردترین ماه سال است و نسیم های عصر گاهی ، مردم را در کنار دیوار ها می کشاند تا آتشی روشن کنند و گپ بزنند . پیش از این ، در زمستان بنار، آب ها یخ می بست و در محیط روستا ، آب های درون سطل ، ذرات شبنم و حتی لایه ی بالایی آب های گرو ها « سوم » می زد به گونه ای که از آب های انبوه « گرو شووه »، قالب های یخ قابل برداشتن بود . افراد میان سال به بالا بدون استثنا پالتو می پوشیدند و کلاه نمدی بر سر می نهادند . در این فصل هنگامی که باد نباشد ، روزهای آفتابی بسیار دلپذیر است .

 در نیمه ی دوم بهمن ماه ، ابتدا حاشیه ی راه ها و لبه های باغ ها سپس در و دشت سر سبز می شود و تا دو ماه ، سبزه و علوفه دوام می آورد و بهار به بنار چهره می نمایاند . اگر چه بهار در همه جا زیباست اما بهار در بنار به علت وجود دشت های رنگارنگ ، درختان انبوه نخل ، چم های مخملی با غلات و علوفه های  سبزو سیر و رودخانه ی پر آب و دایمی ، بسیار زیباست و وجود پنیر نخل ، کنارهای رسیده و انواع روییدنی های خوردنی مثل قاوچندلی ، باقله موشی و انواع گل های رنگارنگ و... دراین فصل ، بنار را رویایی می کند اوج بهار در بنار ، اسفند ماه است اما تنها چیزی که باعث تاسف می شود ، عمر کوتاه این فصل است .  از نیمه ی دوم فروردین ، خزان سبزه ها آغاز می شود . دراین زمان ، گیاهان ، کم کم طراوت و شادابی خود را از دست می دهند . اواخر فروردین ، مزارع جو خشک می شود و تابستان حضور پر قدرت خود را اعلام می کند  .



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( یکشنبه 93/7/27 :: ساعت 10:6 صبح )
»» آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت پانزدهم / محمد غلامی

 فصل های سال

می توان گفت در دشتستان  ، سال چهار فصل ندارد یا این که مثل سایر جاها به چشم نمی آید  ولی آنچه مسلّم است این است که فصل های دشتستان با زمان های رسمی که برای آن ها اعلام کرده اند منطبق نیست . اینجا  عمده ترین فصل سال تابستان است .

تابستان طولانی است و از نیمه ی دوم فروردین آغاز می شود و تا اوایل مهرماه با شدت ادامه می یابد . در تابستان ، گرما و آتش باد ها بیداد می کند و خار و درخت را می سوزاند و تنها درختان زمختی مثل گز و سدر و نخل و بوته هایی مثل خاراشتر و درختچه هایی مانند دره (مغیلان ) می توانند در بیابان های داغ دشتستان و در میان تش بادهای هر روزه ی پسینگاهی نفس بکشند  و زنده بمانند . در گذشته شدت گرما و نبود برق باعث شده بود که مردم روز ها را در کپر ها سر ببرند  . بعضی افراد هم که درون خانه می خوابیدند ، در خانه هایشان را باز می گذاشتند تا جریان باد از درو پنجره ، باعث تغییر شود و باد ،پوست نمناک از عرقشان را بنوازد . برخی از افراد،  در ضلع مخالف درب ورودی خانه ،  چند دریچه هم سطح زمین تعبیه می کردند تا باد از دریچه بیاید و در خانه جریان یابد . نمونه ی بارز این مدل بادگیر ، منزل باقر شجاعی بود.

مردم دراین فصل به طور عموم اعم از زن و مرد و خرد و کلان ، روزها به رودخانه پناه می بردند و پاره ای از شب ها نیز مردان به آب رود می زدند  تا به هر طریق ممکن حتی به طور موقت هم که شده ، شر گرما را از خود کمتر کنند . زنان نیز از چاه آب می کشیدند و روی خود می ریختند تا سراپا لباسشان خیس شودو از شدت گرما بکاهند . در این فصل ، روزها از زمین و آسمان آتش می بارد و براثر نور و گرما ، بیابان های اطراف شکل سراب به خود می گیرد .

 شب ها نیز هوا بسیار گرم است و گاه که با شرجی می آمیزد ، بیداد می کند . اوج گرما و شرجی در مرداد است به گونه ای که برخی از پیشینیان ، به طنز به جای مرداد ، مردال می گفتند که در گویش بومی بنار ، معنای مردار می دهد و منظورشان کشنده بودن گرمای این ماه است . درشب های مرداد ، در شرایطی که رطوبت هوا زیاد باشد و  شرجی بر روستا خیمه زده باشد و هنگامی که در آن هوای دم کرده که برگ نخلی از باد نمی جنبد ، فرصت مناسبی برای هجوم حشرات فراهم می آید . در قدیم هجوم حشرات موذی آنچنان بود که بیش از گرما ، به مردم آزار می رساند . مروک (پشه ) و پرتوک (کک )مردم را جان به لب می کرد به گونه ای که برای در امان ماندن خود و حیواناتشان ، هر غروب که اوج هجوم آن حشرات بود ، از کاه و تپاله ی حیوانات و زواید دیگر ، آتش می افروختند و آن را نسوخته خاموش و خفه می کردند تا دود کند و در پناه دود ، از شرّ حشرات در امان بمانند . این کاررا « کـِلَه دید » می گفتند .  معمولا مردم دراین حالت نیز هر کدام دستمال یا باد بزنی در دست داشتند و هنگامی که حشرات ، جاهایی مثل کمرشان را نیش می زد ، چون دستشان به آنجا نمی رسید ، با آن وسیله ، حشره را دور می کردند و این کار بی وقفه ادامه داشت . در چنین شرایطی مردم مجبور بودند  شب ها را بیرون از خانه ها بگذرانند . به همین دلیل معمولا در حیاط هر خانه ، یک مهتابی ساخته می شد و مردم روی آن می خوابیدند . مهتابی انبوهی از خاک بود که جمع می کردند و مرتفع می شد و سطح آن را صاف می کردند و برایش پله می ساختند یا شیب ملایمی به آن می دادند تا رفت و آمد روی آن آسان تر شود . برخی از افراد نیز روی خانه ها می خوابیدند . خوابیدن روی خانه ، عموما به مردان اختصاص داشت . چون گرمای وحشتناک ، مانع از آن بود مردم به راحتی به خواب بروند ، بیشتر مردم تا دیرگاه بیدار می ماندند و بعد هم گیج می شدند به گونه ای که پس از خواب رفتن ، بیدار کردنشان مشکل بود . نقل است که شبی اسد زمانی فرزند مراد روی دروازه خوابیده بود . از قضا بر اثر پیچ وتاب خوردن در خواب ، از بالای دروازه به کوچه می افتد و جالب این که بیدار هم نمی شود   .



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( شنبه 93/7/26 :: ساعت 3:41 عصر )
   1   2   3      >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت نوزدهم
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت هجدهم / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت هفدهم / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت شانزدهم / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت پانزدهم / محمد غلامی
فوتبال باشگاه های برازجان / حسنعلی زمانی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت چهاردهم / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین - قسمت سیزدهم / محمد غلامی
حبیب زمانی
از سری مسابقات فوتبال شهر برازجان
مسابقه دوستانه فوتبال / حسنعلی زمانی
خبر مهم از مسابقات فوتبال شهر برازجان / حسنعلی زمانی
[عناوین آرشیوشده]

بنارانه

» اخبار بنارانه



>> بازی فوتبال بنار باپاس برازجان 3-3 مساوی شد

>> یک شنبه 4 آبان 93 شروع مراسم تعزیه خوانی در بنار

>> برای سلامتی کامل محمد رضا باقری دعا کنیم

>> تصاویرمربوط به روستای بنار آب شیرین را می توانید در فیسبوک بنارانه ببینید >> بنارانه آماده ی دریافت خبرهای شماست . خبرهای خود را می توانید به شماره ی 09172361368 پیامک کنید .

>> بناری های واتساپ با مدیریت قاسم شجاعی راه اندازی شد
>>
کتاب بنارانه جلد اول - برازجان خیابان علی آباد روبه روی مدرسه ی راهنمایی حافظ- چاپخانه ی میثم

>> فیسبوک بنارانه با تصاویر زیبا ازطبیعت و مردم بنار . کافی است که در صفحه ی فیسبوک به فارسی بنویسید : بنارانه روستای بنار آب شیرین

>> شماره حساب حسینیه ی بنار آب شیرین جهت دریافت کمک های شما 0206881267003 به نام آقای ابراهیم زمانی / بانک صادرات زیارت

>> همه ی شما خبرنگار بنارانه هستید . هر خبری که دوست دارید را به دست ما برسانید . مهم این است که خبرهای شما مستقیم یا غیر مستقیم در باره ی بنار آب شیرین باشد 09172361368 در طول 24 ساعت آماده ی دریافت پیامک های شماست


بازدید کنندگان
>> بازدید امروز: 392
>> بازدید دیروز: 377
>> مجموع بازدیدها: 183211
» آرشیو مطالب
سرآغاز
فرهنگی
مذهبی
اجتماعی
شعر وادبیات
ورزشی
اخبار
پیام ها و نظرها
روات
عکس ها
مفاخر بنار
گفتگو
تعزیه خوانان بنار
خاطرات ، یاد نها و گزارش
آیا می دانیدکه
ربع قرن پیش
پژواک
اقتصاد و کشاورزی
غذا های محلی
ضرب المثل ها وچیستان ها و کنایه ها
دنیای توپ
کمی بخندیم
بسیج
بازی های محلی
مسابقه ی شناسایی
مردم شناسی و معماری بنار
گلگشت
اطلاع رسانی
تاریخ
جشن ها و مناسبت ها
آشنایی با بنار آب شیرین


» پیوندهای روزانه

وبسایت جدید بنارانه [193]
از بنار تا بناری [92]
پرپروک [539]
دیار نخل و رود [387]
روزگاران بنار [312]
شمشیر امروز [87]
محسن شجاعی [100]
سایت زیارتی ها [310]
سایت عبدالکریم جوکار [984]
زادگاهم بنار آبشیرین [189]
محمد غلامی [331]
مهرداد شجاعی [153]
دیارمهر [144]
بردزرد [52]
گنجو [104]
[آرشیو(17)]

» لوگوی وبلاگ


» بنارآبشیرین در 18 کیلومتری غرب برازجان در استان بوشهر قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریا 20 متر می باشد. آب و هوای بنار گرم و خشک است و بهارش از بهمن آغاز می شود و تابستانش 6 ماه می پاید. بیشتر مردم روستا کشاورز هستند. رودخانه ی حله که از شمال روستا می گذرد ، نقش مهمی در رونق کشاورزی دارد و جلگه ی حاصلخیز آن جای مناسبی برای کشت غلات و هندوانه ی دیم است.محصولات عمده ی بنار ، خرما ، گندم و جو است.این روستا در حال حاضر 110 خانوار و 480 نفر را در خود جای داده است
.: شهر عشق :.
هرچه می خواهد دل تنگم میذارم
مهندسی متالورژِی
دلــــــــگیــــــر

» کمترین و بیشترین درجه ی هوای بنار آب شیرین :

» /شنبه 15تیر30-45/یک شنبه9تیر /دوشنبه 10تیر39-43/سه شنبه11تیر30-44/چهارشنبه12تیر31- 43/پنج شنبه13تیر30-43/جمعه14تیر 29-44/






» طراح قالب