سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
آنکه مجادله به باطلش فراوان شود، کوری اش از حقیقت ماندگارشود . [امام علی علیه السلام]
بنارانه
 
صفحه اصلی  |  ارتباط با ما  |   درباره وبلاگ  |  پارسی بلاگ
»» آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 423 / محمد غلامی

مرگ      9

وقتی کسی می مرد ، تا یک هفته در منزل بازماندگان  میت عزاداری برگزار می شد . در روزگاران پیشین ، مردم روستا برای خانواده ی میت غذا می بردند چون می دانستند خودشان حوصله ی هیچ کاری را ندارند . روزهای شنبه و سه شنبه را برای عزاداری و یا برگزاری فاتحه بدیمن می دانستند و در این میان ، عزاداران استراحتی می کردند تا باز بتوانند در مقابل مردمی که نزدشان می آیند ، باشند و از آنان تشکر کنند . از مردم نیز با قلیان و قهوه پذیرایی می شد و قهوه را نیز بدون قند می خوردند .  رسم عزای یک هفته ای از روزگاران باستان به بنار رسیده بود .

در شاهنامه ی فردوسی می خوانیم که وقتی فریدون ، شاه کیانی می میرد :

در دخمه بستند  بر شهریار

شد آن ارجمند از جهان زار و خوار

منوچهر یک هفته با درد بود

دوچشمش پر آب و دورخ زرد بود

یکی هفته با سوگ شد شهریار

ازو شهر و بازار ها سوگوار

شاهنامه – جلد اول . ص 106

همچنین پس از کشته شدن سیاوش در توران ،  هنگامی که خبر به نیمروز ( سیستان ) می رسد :

تهمتن چو بشنید زو رفت هوش

ز زابل به زاری بر آمد خروش

به انگشت رخساره برکند زال

پراکنده خاک از بر تاج و یال

 به یک هفته با سوگ بود و دژم

به هشتم بر آمد ز شیپور دم ........

شاهنامه فردوسی جلد دوم صفحه ی 218

امروزه  اما این مراسم بدون در نظر داشتن روز خاصی از هفته ، به دو روز تقلیل یافته است .  مردان و زنان نزدیک به میت و دوستان وی ، لباس سیاه می پوشیدند . لباس سیاه افراد خانواده تا یک سال نیز ادامه داشت و آنان در این مدت در هیچ مراسم جشن و عروسی نیز شرکت نمی کردند . پوشیدن لباس سیاه اگر چه از نظر شرعی کراهت دارد ولی از نظر عرفی معمول است . این رنگ نیز ریشه در فرهنگ ایرانی دارد .  باز به شاهنامه نظری می اندازیم و از آن کتاب برای بیان فرهنگ ایرانی کمک می گیریم . در این کتاب ارزشمند ، موارد برای ذکر نمونه فراوان است مانند :

بپوشید پس جامه ی نیلگون

همان نیلگون غرق کرده به خون

شاهنامه ی فردوسی . جلد دوم صفحه ی 97  

پس از مرگ سیاوش در توران زمین ، مدتی می گذرد اما بالاخره کسی خبر مرگ او به ایران می رساند  :

چو این گفته بشنید کاووس شاه

سر تاجدارش نگون شد ز گاه

به بر جامه بدرید و رخ را بکند

به خاک اندر آمد ز تخت بلند

برفتند با مویه ایرانیان

بر آن سوگ بسته به زاری میان

همه دیده پر خون و رخساره زرد

روان از سیاوش پر از باد سرد

چو طوس و چو گودرز و گیو دلیر

چو شاپور و فرهاد و بهرام شیر

همه جامه کرده کبود و سیاه

همه خاک بر سر به جای کلاه

همچنین بعد از  از کشته شدن  اسفندیار  شاهزاده ی ایرانی به دست رستم  :

.... دو استر بدی زیر تابوت شاه

چپ و راست پیش و پس اندر سیاه

همه خسته روی و همه کنده موی

زبان شاه گویان روان شاه جوی

نگون کرده کوس و دریده درفش

همه جامه کرده کبود و بنفش

بشوتن همی بود پیش سپاه

بریده بش و دمّ اسب سیاه

برو بر نهاده نگونسار زین

 ززین اندر آویخته گرز کین

شاهنامه فردوسی . جلد چهارم صفحه ی345       



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( پنج شنبه 95/9/18 :: ساعت 6:53 صبح )
»» آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 422 / محمد غلامی

مرگ       8

در بنار آب شیرین ، قبرستان  بر اساس تفکر زنده ها تنظیم شده است به این صورت که هر فامیلی ، مردگان خود را در یک بخش خاص دفن می کند تا در کنار همدیگر باشند .

  به علت وجود بیماری های مضمن ، هرکس که درقدیم مریض می شد و مخصوصا اگر آزار می گرفت و  می مرد ، وسایل وی از جمله چوقه (چوخه ) ،  طلا و جواهرات ، ظروف ، لباس ها و فرش ها   و صندوق آبنوس او را دفن می کردند   چون معتقد بودند که این وسایل نیز  مرض گرفته اند  و بیماری را به دیگران منتقل می کنند  . بهترین راه نیز ریختن آن ها در چاه و پوشاندن چاه با خاک بود . مردم حتی از ریختن این وسایل در رودخانه نیز می ترسیدند چرا که نگران بودند مبادا کسی آن ها را پیدا کند و بردارد و مریض بشود . البته انداختن فرش زیر پای بیماری که مرده بود ، در حاشیه ی رودخانه ، امری معمول بود که تا مدت ها باعث ترس کودکان می شد . رسم دفن برخی از وسایل همراه با شخص از دنیا رفته ، نه تنها در ایران باستان ، بلکه نزد بسیاری از ملل دیگر نیز رایج بوده است .

پس از کشته شدن پیران  به دست گودرز :

 یکی دخمه فرمود خسرو به مهر

بر آورد سر تا به کیوان سپهر

نهاد اندر آن تخت های گران

چنان چون بود در خور مهتران

نهادند پس پهلوان را بگاه

کمر بر میان و به سر بر کلاه

شاهنامه فردوسی . جلد سوم . صفحه ی 310 

هنگامی که میّتی را دفن می کردند و از قبرستان به سمت خانه ها روانه می شدند ، معمولا مردم تکه برگی از درختی یا علفی  یا برگی از نخل یا کُنار جدا می کردند و با خود  به خانه می بردند  .

بستگان میت از آخرین افرادی هستند که ازقبر را ترک می کنند . معمولا کسانی از خویشان و یا دوستان آنان ، دستشان را گرفته و از آنان می خواهند تا به خانه بروند . وقتی به خانه رفتند ، اگر شب باشد ، نزدیکان آنان و یا مردم روستا برای دلداری دادن ، نزدشان می رفتند . البته در شب های سه شنبه و یا شنبه ، رفتن به منزل صاحبان عزا بدیمن بود . اگر هم صبح بود ، مراسم فاتحه را انجام می دادند . در قدیم ، همه ی مراسم فاتحه ی مردانه در منزل میت و مجلس زنانه ، در منزل یکی از بستکان یا همسایگان او برگزار می شد . این مراسم به صورت صبح تا عصر و به مدت یک هفته ادامه داشت . در این مدت ، کسی صورتش را اصلاح نمی کرد و یا موهای سرش را نمی تراشید . بعد ها و در دهه ی چهل که رادیو وارد بنار آب شیرین شد ، حتی تمام مردم روستا ، به احترام شخص از دنیا گذشته ، در این مدت رادیو را نیز روشن نمی کردند . از دهه ی پنجاه  و با ساخت حسینیه ی اعظم که شرح آن در بخش های پیشین رفت ، مراسم فاتحه برای مردان در حسینیه ، و برای زنان در منزل میت برگزار می شد تا این که حسینیه و مسجد امام سجاد (ع) باعث شد تا کم کم مراسم زنانه نیز به حسینیه کشیده شود . پس از آن به صورت منظم ، مراسم مردانه در مسجد امام سجاد (ع) (  منزل شخصی حاج باقر بوستانی بود و با دست خود آن را ساخت  ) و مراسم زنانه در حسینیه ی اعظم برگزار می شود . در بنار آب شیرین اولین کسی مراسم زنانه ی فاتحه ی او در حسینیه برگزار شد ، بهادر سلیمی فرزند مراد بود . 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( چهارشنبه 95/9/17 :: ساعت 6:48 صبح )
»» آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 421 / محمد غلامی

 مرگ       7

خشت ها یا بلوک ها را از سمت پای میت می چیدند و پیش می آمدند و هم زمان به شخصی که این کار را می کرد ، گِل ( شل ) نیز می دادند تا خشت ها را شل بزند و درز های آن را برطرف کند . به قسمت سر میت که می رسیدند ، توقف می کردند . یکی از افراد که در امور مذهبی وارد بود ، وارد قبر می شد و او را تلقین می داد . ذکر تلقین در کتاب های مذهبی آمده است . برای این کار ، گوشه ی کفن را باز می کردند و شخص تلقین دهنده ، با چوب کوچکی که داشت ، به گوش میّت آرام آرام می زد و او را آگاه می کرد . تا آن جایی که من یادم می آید ، در بنار آب شیرین ، حاجی حقیقت فرزند ملاقلی این کار را می کرد . پس از او ، محمد انصاری از زیارت این کار را می کرد . اگر شخص تلقین دهنده برای رفتن داخل قبر و بیرون آمدن از آن ناتوان بود ، یک نفر به قبر می رفت و گوش میت را هشدار می داد و تلقین دهنده از بالای قبر ذکر ها را می خواند . امروزه در بنار ، حاج ابراهیم زمانی این کار را نیز انجام می دهد . پس از اتمام ذکرها ، خشت های آخر نیز چیده می شود و گل اندود می گردد .

 در بنار آب شیرین ، پیشوند برخی از افراد ، واژه ی  « ملا » بود که هنوز هم وقتی از کسی نام می برند ، کاربرد دارد مثل حاجی ملاقلی یعنی حاجی فرزند ملاقلی . اما حداقل نیم قرن است که به جر تعزیه خوانان ، در بنار به کسی ملا نگفته اند . با توجه به این نکته ، می توان حدس زد که هر کسی سواد مکتبی داشته ، یا به امور مذهبی بیش تر تسلط داشته ،  به او ملا می گفته اند . تعدادی از این افراد در بنار عبارتند از : ملا حیدر ، ملا علی ، ملا محمد ، ملا بریم ( ملا ابراهیم ) و ..... می توان حدس زد امور تلقین را نیز همین ملاها انجام می داده اند .  

نوبت به پر کردن قبر که می رسید ، از خاک سمت شرق گور که انبوه بود ، با بیل درون قبر می ریختند . هر کس که خسته می شد یا نمی خواست ادامه بدهد ، بیل را به زمین می انداخت تا دیگری آن را بردارد . هرگز کسی از دست دیگری ، بیل را نمی گیرد بلکه خودش آن را از زمین بر می دارد . این ریشه در باورهای اخلاقی بنار دارد که در جایی دیگر در باره ی آن نوشته ام . از نظر مردم بنار آب شیرین ، شرکت در هر مرحله از دفن میت ، ثواب دارد . به همین دلیل ، در قبال هیچ کاری ، مزدی پرداخت و دریافت نمی شود .  وقتی قبر از خاک پر می شد ، خاک های سمت غرب را منظم و صاف می کردند . خاک های اظافی شرق قبر را نیز اگر اضاف آمده بود ، به سمت غرب قبر منتقل می کردند . معتقد بودند که هر چه خاک بیشتر اضافه بیاید ، بهتر است . قبر که تمام شد ، یک نفر با دست هایش روی خاک های بالای قبر ، جوی نازکی به پهنا و به  عمق چهار انگشت به صورت لوزی می سازد و از دو عرض آن نیز جویی از وسط می گذراند به طوری که به دو نیم لوزی تقسیم می شود . آنگاه در آن آب نازکی ریخته می شود . دو قطعه خشت یا بلوک نیز بالای دو ضلع عرض قبر در شمال و جنوب طوری تعبیه می شود که بخشی از آن در خاک باشد . ارتفاع قبر از سطح زمین  باید طوری باشد که حتی چغول ( چکاوک – نوعی پرنده ) نتواند در سایه اش بنشیند .

حالا نوبت مردان است تا بیایند و بنشینند و برای او فاتحه بخوانند . هنگام خواندن فاتحه شخص  باید در حال توقف باشد   و نباید در حال  راه رفتن فاتحه خواند  .

هنگام فاتحه بر مزار میّت با انگشت یا سنگ ریزه اش به مزار می زنند تا میت متوجه بشود .

مردان که فاتحه خواندند ، نوبت به زنان می رسد تا گور را احاطه کرده و زاری سر بدهند .

اگر من شوم زین جهان فراخ

برادر به جای است با برز و شاخ

یکی دخمه ی خسروانی کنید

پس از رفتنم مهربانی کنید

سرم را به کافور و مشک و گلاب

تنم را بدان جای جاوید خواب

سپارید ما را و ساکن شوید

به یزدان دادار ایمن شوید

 شاهنامه فردوسی- جلد اول . ص 200      



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( سه شنبه 95/9/16 :: ساعت 7:19 صبح )
»» آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 420 / محمد غلامی

مرگ    6

در فاصله ی برخاستن صدای شیون تا آوردن تابوت میت به قبرستان ، قبر آماده می شود . شکل قبر در بنار ، با دیگر جاها فرق دارد . برای حفر آن گودی به عمق حدود یک و نیم متر و به پهنای تقریبی یک متر با درازای لازم کنده می شود . طول قبر باید بر اساس سنت دینی مردم ، شمالی و جنوبی باشد . در طول  ضلع غربی آن دخمه ای حفر می کنند به اندازه ای که میت در آن قرار بگیرد .

غلامحسین صداقت فرزند مختار یکی از افراد شاخصی است که در تمامی عمر خود برای مردگان بنار آب شیرین با بیل  قبر حفر کرده . و ی برای این کار نه تنها مزدی دریافت نمی کند بلکه اگر مشغول کاری هم باشد ، آن کار را رها می کند و برای حفر قبر می شتابد . در شعری طنز که در نیمه ی اول دهه ی شصت گفته ام و نام بسیاری از اهالی روستا را در آن گنجانده ام ، بیتی چنین است :

به فرزندِ مختارِ بی ترس و باک         که یک شهر را کرده در زیرِ خاک

دمِ تیز بیلش که در روزِ تنگ          نداند همی ، فرق گل را ز سنگ

تابوت میت را در قبرستان به زمین می گذراند  تا بر آن نماز بخوانند . تا نزدیک به نیم قرنی که به چشم خود مشاهده کرده ام ، معمولا شخصی  از روستای زیارت را با موتور سیکلت به بنار آب شیرین می آوردند تا نماز میت بخواند . او نیز نماز را به صورت فردی می خواند ضمن این که در زیارت به صورت جماعت برگزار می شد . امروزه وضعیت تغییر کرده و اگر هم به خواندن نماز در قبرستان حاجت باشد ، حاج ابراهیم زمانی فرزند مراد این کار را انجام می دهد . وقتی  تابوت را به سمت گور می آورند ، سه بار آن را به زمین می گذارند که سومین بار ، کنار قبر است و میت را از آن بیرون می آورند . اگر میت مرد باشد ، چند مرد  ، و اگر زن باشد ، چند زن در قبرش حاضر شده و او را در قبر می گذارند . کسانی که در قبر ایستاده اند ،  مرده را روی دست راست طوری در آن می خوابانند که سرش به سمت شمال ، پایش جنوب و  رویش به سمت قبله باشد . زیر سر او نیز بالشی از خاک می گذارند و با خاک به او تعادل می دهند و به این روش که در بنار مردگان دفن می شوند ، هیچ مرده ای درست زیر قبر خودش قرار نمی گیرد بلکه چسبیده به قبر و سمت غرب آن است . خاک های قبر دو قسمت است . یکی خاک های انبوهی که سمت شرق قبر ریخته و دیگری ، خاک های نرمی است که سمت غری آن قرار می دهند . خاک های دخمه ی اصلی را غرب قبر می ریزند . در این فاصله ، عده ای با بخش اندکی از خاک های سمت شرق ، به ساختن گِل ( شِل ) مشغول می شوند . برای این کار ، با سطل آب می آورند . البته امروزه آب لوله کشی این بخش را راحت تر کرده است . به اندازه ی لازم نیز خشت خام می آورند که امروزه از بلوک استفاده می شود . خشت ها را از سمت جنوبی دخمه و از بالای پای میت به عرضی ، طوری می چینند که یک لبه ی آن به دیوار غربی  قبر و لبه ی دیگرش به کف آن  تکیه داشته باشد . خشت ها را یکی یکی کنار هم می چینند تا به بالای سر میت می رسند . 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( دوشنبه 95/9/15 :: ساعت 6:42 صبح )
»» آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 419 / محمد غلامی

مرگ     5

در شاهنامه ، از زبان کیخسرو می خوانیم  :

کنون آن به آید که من راه جوی

شوم پیش یزدان پر از آب روی

... روانم بدان جای نیکان برد

که این تاج و تخت مهی بگذرد

... کشاورز دیدیم اگر تاجور

سرانجام بر مرگ باشد گذر

شاهنامه فردوسی جلد چهارم صفحه ی 109

در بنار آب شیرین اعتقاداتی وجود دارد که بی ربط نیست اگر گذرا به برخی از آنان نظری انداخته شود . مردم معتقدند  کودکی  که می میرد مرغ بهشت می شود . همچنین اگرکسی فرزندش می مرد و به خانه ی کسی که کودکی داشت ، می آمد  ، مادر کودک می ترسید و در نتیجه ی ترس و تکان خوردن  ، شیرش از کیفیت  طبیعی خارج می شد ( شیر تکانی )  و اگر شیرش را به بچه می داد ، بچه ی او نیز می میرد  و یا  پس از مرگ  ، اگر فرزند برای مادر بگرید خوب است .  ولی اگر مادر برای فرزند بگرید ، خوب نیست  .

کسی که می مرد ، قبل از  بیرون بردنش از خانه ، تویزه  ای ( طبقی از برگ نخل بافته می شد . )  نان و خرما قبل از آن به اسم « پیش تخته »  بیرون می بردند .

هرجا میّتی را می شستند ، شب اول پس از دفن او چراغی در همان جایی که شسته بودند روشن می گذاشتند .

از تن چو برفت جان پاک من و تو

خشتی دو نهند بر مغاک من و تو

وانگه ز برای خشت گور دگران

در کالبدی کشند خاک من و تو

رباعیات خیام . صادق هدایت . صفحه ی 61

در فاصله ی مرگ تا پایان مراسم فاتحه که به صورت مشروح به آن خواهیم پرداخت ، اوج شیون و گریه و زاری است . چون شاهنامه ی فردوسی ، شناسنامه ی ما ایرانیان است ، چند نمونه از آن کتاب ارزشمند  برگزیده ام که در اینجا می آورم .

پس از کشته شدن ایرج به دست برادران ،  ایرانیان  می خوانیم :

تبیره سیه کرده و روی پیل

پراکنده بر تازی اسبانش نیل

پیاده سپهبد پیاده سپاه

پر از خاک سر برگرفتند راه

خروشیدن پهلوانان به درد

کنان گوشت از بازو آزاده مرد

 شاهنامه فردوسی – جلد اول – ص 81

همچنین هنگامی که سهراب به اشتباه به دست پدرش کشته می شود ،  رستم  :

همی ریخت خون و همی کند خاک

به تن جامه ی خسروی کرد چاک

شاهنامه ی فردوسی . جلد دوم صفحه ی 91

و تهمینه مادر سهراب نیز :

همی خاک تیره به سر برفکند

به دندان همه گوشت بازو بکند

به سر بر فکند آتش و برفروخت

همه روی و موی سیاهش بسوخت

شاهنامه ی فردوسی . جلد دوم صفحه ی 95

و پس از مرگ سیاوش نیز ، فرنگیس که همسر سیاوش و  دختر افراسیاب است ، پدر را نفرین می کند   :

همه بندگان موی کردند باز

فرنگیس مشکین کمند دراز

برید و به گیسو میان را ببست

به ناخن گل ارغوان را بخست

به آواز بر جان افراسیاب

همی کرد نفرین همی ریخت آب

سر ماه رویان گسسته کمند

خراشیده روی و بمانده نژند

شاهنامه فردوسی جلد دوم صفحه ی 206

و زمانی  که فرزند افراسیاب در جنگ کشته می شود ، افراسیاب  :

خروشان و بر سر پراکنده خاک

همه جامه ی خسروی کرده چاک

شاهنامه فردوسی جلد دوم صفحه ی 226



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( یکشنبه 95/9/14 :: ساعت 7:6 صبح )
   1   2   3   4      >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 423 / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 422 / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 421 / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 420 / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 419 / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 418 / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 417 / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 416 / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 415 / محمد غلامی
سخنرانی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 414 / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 413 / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 412 / محمد غلامی
آشنایی با بنار آب شیرین . قسمت 411 / محمد غلامی
ربع قرن پیش در چنین ماهی . قسمت 67
[همه عناوین(1497)][عناوین آرشیوشده]

بنارانه

» اخبار بنارانه



>> تیم فوتبال اتحاد بنار آب شیرین ، قهرمان لیگ برازجان شد

>> توریست های لیتوانی به بنار آمدند

>> بنار با ایران جوان شبانکاره مساوی کرد

>> کتاب دشتستان در آینه ی شعر وارد بازار کتاب شد >>

>> کتاب « دشتستان در آینه ی شعر» ، تدوین محمد غلامی از شاعران روستایمان ، به چاپ رسید
>>
روزجمعه20 آذر94 با حضور بازیکنان و پیشکسوتان فوتبال بنار ، از پیراهن جدید تیم بنار آب شیرین رونمایی شد

>> محرم ماه قیام و شهادت را تسلیت می گوییم

>> همه ی شما خبرنگار بنارانه هستید . هر خبری که دوست دارید را به دست ما برسانید . مهم این است که خبرهای شما مستقیم یا غیر مستقیم در باره ی بنار آب شیرین باشد 09172361368 در طول 24 ساعت آماده ی دریافت پیامک های شماست


بازدید کنندگان
>> بازدید امروز: 168
>> بازدید دیروز: 203
>> مجموع بازدیدها: 501273
» آرشیو مطالب
سرآغاز
فرهنگی
مذهبی
اجتماعی
شعر وادبیات
ورزشی
اخبار
پیام ها و نظرها
روات
عکس ها
مفاخر بنار
گفتگو
تعزیه خوانان بنار
خاطرات ، یاد نها و گزارش
آیا می دانیدکه
ربع قرن پیش
اقتصاد و کشاورزی
غذا های محلی
ضرب المثل ها وچیستان ها و کنایه ها
دنیای توپ
کمی بخندیم
بسیج
بازی های محلی
مردم شناسی و معماری بنار
تاریخ
جشن ها و مناسبت ها
آشنایی با بنار آب شیرین 1 تا 100
آشنایی با بنار آب شیرین 101 تا 200
آشنایی با بنار آب شیرین 201 تا 300
آشنایی با بنار آب شیرین 301 تا 400
آشنایی با بنار آب شیرین 401 تا 500
ورزشی 2


» پیوندهای روزانه

وبسایت جدید بنارانه [311]
از بنار تا بناری [144]
پرپروک [566]
دیار نخل و رود [457]
روزگاران بنار [356]
شمشیر امروز [96]
محسن شجاعی [136]
سایت زیارتی ها [355]
سایت عبدالکریم جوکار [1018]
زادگاهم بنار آبشیرین [247]
محمد غلامی [481]
مهرداد شجاعی [202]
دیارمهر [165]
بردزرد [65]
گنجو [128]
[آرشیو(17)]

» لوگوی وبلاگ


» بنارآبشیرین در 18 کیلومتری غرب برازجان در استان بوشهر قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریا 20 متر می باشد. آب و هوای بنار گرم و خشک است و بهارش از بهمن آغاز می شود و تابستانش 6 ماه می پاید. بیشتر مردم روستا کشاورز هستند. رودخانه ی حله که از شمال روستا می گذرد ، نقش مهمی در رونق کشاورزی دارد و جلگه ی حاصلخیز آن جای مناسبی برای کشت غلات و هندوانه ی دیم است.محصولات عمده ی بنار ، خرما ، گندم و جو است.این روستا در حال حاضر 110 خانوار و 480 نفر را در خود جای داده است
پلاک صفر
سرباز حریم ولایت
دانلود آنلاین فایل های الکترونیکی
دهکده کوچک ما
اسرا
.: شهر عشق :.
هرچه می خواهد دل تنگم میذارم
مهندسی متالورژِی
دلــــــــگیــــــر

» کمترین و بیشترین درجه ی هوای بنار آب شیرین :

» /شنبه 15تیر30-45/یک شنبه9تیر /دوشنبه 10تیر39-43/سه شنبه11تیر30-44/چهارشنبه12تیر31- 43/پنج شنبه13تیر30-43/جمعه14تیر 29-44/








» طراح قالب