کپرخارکی وتاپوی خرما:
ازاول مهرماه که فصل جمع آوری خرما بود تمام کشاورزان نخل دار زن ومرد همه باتلاش وکوشش زیاد خرمای نخل ها راجمع می کردند وهریک ازخانوارها ذخیره خرمایی برای خود داشتند تاسال آینده که مجددا خرما به دست می آمد. افرادزیادی هم بودند که باغی نداشتند وبرای سیرکردن خود وخانواده مجبور بودند بااندک پس انداز خود، خرما بخرند ویادرباغ دیگران کارکنند تاخرمای یک سالشان رابه دست بیاورند وبتوانند برای خودآذوقه ای در"تاپو"ذخیره کنند تاازگرسنگی رنج نکشند البته به این افراد"کپرخارکی"می گفتند.
_____________
تاپو taapu: خمره مانندی است گلین یاگچین که سه پایه داردودرآن خرما وگاه غله نگهداری می کنند ./سیری درگویش دشتستانی – طیبه برازجانی(پری)- ص 319
کپرخارکی kapar khaaraki:سایبانی است از شاخ وبرگ نخل که درنخلستان ها می سازندوپنگ های خارک وخرما را درآن انباشته می کنند تادرسایه ی آن دانه های خشک و خراب آنها را جدا نمایند ./همان . ص 529

صید ماهی های کوچک :
تااینجا سه روش ماهیگیری در روستا را به شما خوانندگان محترم وبلاگ معرفی نمودیم .دراین قسمت می خواهیم شما را با دو روش دیگر صید ماهی که بیشتر جهت صید ماهی های در اندازه 10 الی 15 سانتی متر یا کوچکتر استفاده می گردد آشنا سازیم.
الف: صید با قلاب های کوچک :
این روش صید در روز استفاده می شود .برای صید به روش گفته شده ، به یک عدد قلاب با سایز کوچک ،خیط صیادی ومقداری خمیر نیاز می باشد ،خمیر مورد استفاده باید به گونه ای باشد که زمان قرار گرفتن در آب، وا نرود .صیاد پس از مهیا نمودن وسایل مورد نیاز ، محلی از رودخانه را که جریان آب ، کند وعمق آن نیز زیاد باشد ، برای صید انتخاب می کند وقلاب را درآب می اندازد ومنتظر می ماند تا ماهی جهت خوردن خمیر به قلاب حمله ور گردد. در همان حال ، صیاد خیط قلاب را به شدت می کشد تا قلاب به دهان ماهی گیر نماید ودر حالی که ماهی اسیر قلاب وی گردیده با حرکتی سریع ، آن را به بیرون از آب پرتاب می نماید.یکی از نکات جالب در این روش این بود که اگر صیاد جهت تأمین قلاب، گاها" دچار مشکل می شد ، با استفاده از خلاقیت و قوه ابتکار خود ، از سنجاق قفلی یا سوزن خیاطی که آن را به شکل قلاب در می آورد ، به جای قلاب استفاده می نمود
ب: صید با استفاده از شهار (چوب بلند نخل):
این روش مخصوص صید در آب های چند سانتی متری حاشیه ی صاف ساحل بود . دراین روش ، صیاد یک عدد شاخه ی بلند نخل را که در اصطلاح محلی به آن شهار گفته می شود ، تهیه کرده وسپس در حاشیه رودخانه که محل تجمع دسته های ماهی کوچک بود در حالی که انتهای شهار رادر دست داشت و ابتدای آن رادر کف رود خانه قرار داده بود، به سمت ماهی ها شروع به دویدن می کرد . او شهاری را برمی گزید که سر نازکتر آن اندکی به سمت بالا باشد تا در ماسه ها و گل و لای کف رودخانه فرو نرود. صیاد، دویدن را آنقدر سریع انجام می داد که فرصت فرار ماهی ها را می گرفت وهمزمان شهار را به صورتی حرکت می داد که ماهی ها به سمت ساحل هدایت شوند. سپس با بستن مسیر حرکت آنها به صورتیکه در روش ماهیگیری با طناب گفته شد آنها را بدام انداخته و صید می نمودند. ماهی رانده شده تا لبه ی ساحل، گاه با زرنگی ، درجهت خلاف حرکت صیاد فرار می کرد که صیاد نیز با زرنگی بیشتر و در یک لحظه ، با مهارت و استفاده از دو دست، چوب را بلند کرده و و ماهی را بین چوب و ساحل گیر می انداخت. ،این صید بیشتر برای تهیه طعمه جهت صیدهای مهمتر بود البته اگر مقدار صید زیاد بود ماهی های مازاد را تمیز نموده ودر آتش انداخته ویک کباب ماهی درست وحسابی تهیه می نمودند که خوردن آن بسیار لذتبخش بود . بیشتر نوجوانان و جوانان از این روش علاوه بر شکار ماهی برای تفریح استفاده می کردند.
ماهیگیری باقلاب/ قسمت دوم
دراینجا دومین قسمت از ماهیگیری توسط نشپیل(قلاب) را جهت خوانندگان گرامی بیان می نماییم. دراین شیوه ی ماهیگیری ، صیاد نشپیل یا قلاب را دیگر به صورت یک رشته قلاب استفاده نمی کرد بلکه هرقلاب را به تنهایی به خیط صیادی به طول 15 تا 20 مترکه یک سران به چوبی بسته شده ، می بست آنگاه بازدن طعمه به قلاب که می توانست «ماهی» کوچک یا« کرم» یا قطعات کوچک «گوشت» باشد، قلاب را به داخل آب پرتاب می کردوچوبی که خیط به آن بسته شده بودرا درفاصله ی یک تا دومتری ساحل درآب فرو می کرد ودرکف رودخانه می کوبید و برای پیداکردنشان نشانه ای می گذاشت. به همین ترتیب دو یا سه قلاب دیگررا نیزبه آب می انداخت. تفاوت این شیوه ماهیگیری با شیوه ی نشپیل های ریسه ای این بود که دراینجا عمق آب باید بیش ازدو مترباشد ومعمولاً درروز این شیوه استفاده می شود(البته این شیوه درشب نیز کاربرد داشت و همانند شیوه قبلی قلاب ها را فردای آن روزازآب بیرون می کشیدند، لیکن کاربرد آن درروز و حضور سه یا چهارساعتی صیاد درمحل صید بیشتر بود)ناگفته نماند که تعداد صید ماهی در شیوه ی قبل بیش ازاین شیوه بود زیرادرآنجا توسط هرریسه قلاب، احتمالاً دو الی چهارپنج ماهی صید می شد اما دراینجا صیاد معمولاً بیش ازدو ماهی صید نمی کرد ولی ماهی ها به علت این که ازآب های عمیق تر صید می شدند، درشت تر بودند.
ماهی گیری باقلاب/ قسمت الف
دومین شیوه ی ماهی گیری که می خواهم به خوانندگان وبلااگ معرفی نمایم ، ماهی گیری بانشپیل1(قلاب)می باشد.ماهی گیری باقلاب خودبه چندشیوه است که دراینجا روش استفاده ازنشپیل« راه بند»یا«ریسه ای» راجهت خوانندگان توضیح خواهم داد: دراین روش، صیادابتداخیط ماهی گیری به طول تقریبی 20 تا30مترتهیه می نماید.آنگاه دوسرخیط رابه دوچوب به اندازه ی نیم مترتایک مترمی بندد، وحدفاصل ِچوب هاراباریسه ای ازقلاب هاتوسط خیط هایی به طول 30 سانتیمترمی پوشاندبه گونه ای که وقتی چوب هارادرزمین فروکنند، قلاب ها به صورت یک رشته قلاب به خیط اصلی آویزان می گردد. پس ازاین که صیادریسه های قلاب رابه تعدادموردنیازآماده کرد، آنگاه کرم یاماهی های کوچک ویاقطعه های گوشت رابه عنوان طعمه فراهم می نمایدوصبرمی کندتاآفتاب غروب کند. پس ازغروب آفتاب، صیادگونی پرازقلاب را بردوش می کشدوبه سمت رودخانه می رود. وقتی به ساحل رودخانه رسید، محلی ازرودخانه که عمق آب درحدودیک متروسی سانتیمتر الی یک مترونیم باشد، وجریان آن نیزتندنباشدراانتخاب می نمایدورشته های قلاب راکه برسرهرقلاب طعمه ای است، درعرض رودخانه بافاصله 10 الی 15 مترازساحل، درآب می اندازد. بدین ترتیب که یکی ازچوب هارادرفاصله ی ذکرشده ازساحل درکف رودخانه به عمق 30 تا40 سانتی مترفرومی کندوهمین عمل رادرساحل مقابل نیز انجام می دهدوبه گونه ای که ریسه ای ازقلاب که حدود10 تا15قلاب آویزان دارد، عرض رودخانه راپوشش می دهد وبسته به توان صیاددرتأمین قلاب، چهارتاپنج ریسه بافاصله حداقل 15مترازهم مساحت تقریبی 2500مترمربع ازرودخانه راپوشش می دهد. پس ازانداختن قلاب هادرآب، صیادبرمی گرددوبامدادروزبعدحدودساعت 5صبح مجدداًبه محل موردنظرمراجعه می نمایدوریسه های قلاب رادرحالی که به هرریسه حداقل یک یادوماهی گیرافتاده، ازسمت پایین جریان آب رودخانه، یکی یکی ازآب بیرون می کشد.3 صیادخوش شانس این باربادوگونی که در یکی قلاب هاودردیگری ماهی های صیدشده قراردارد، خوشحال ومسروربه خانه برمی گردد. البته دراین روش محل انتخاب شده درصیدبسیارمهم است .
________
1- neshpil
2- معمولاًقلاب رادرآب های کوتاهی که بالاترازآب های عمیق واقع هستند، قرارمی دهندومعتقدند که شب هاماهی هاازعمق آب بیرون می آیندودرجهت خلاف جریان آب پیش می روند.
3- برای این کارابتدایکی ازچوب هاراآزادکرده ودرآب رهامی کنندوبه سراغ چوب بعدی که به سمت ساحل صاف وهموارقرارداردمی روندوآن رابیرون آورده وبیرون ازآب می روندوریسه رابه دنبال خودمی کشند. برای این که صیاددرابتدای کار، جای چوب هاراگم نکند، معمولاً درکنارچوب ، شاخه ی نازکی رادرآب رودفرومی کندبه نحوی که نوک آن بیرون باشد. اگرهم آن راگم کردیاچوب نشانه، باجریان آب رفت، صیادباپای خودکه روی زمین می کشد، درطول رودخانه حرکت می کندتا خیط ها راپیداکند.
مزرعه هایی که مساحت بیشتری داشتند، به آسانی نمی شدآن هارادروکردوصاحب آن نمی توانست ازعهده ی آن برآید. اهالی روستاکه جیلم خودشان راتمام کرده بودند، ازراه همکاری ودل سوزی به صورت دسته جمعی به یاری شخصی که به علت زیادی محصول عاجزمانده بودمی شتافتندکه دراصطلاح محلی به این همکاری گروهی، « گارا»1 می کفتند. وقتی همه مزرعه رادرومی کردند، یک مساحت کوچکی رامخصوصاً نمی بریدندوباقی می گذاشتند. همه ی دروگران کنارآن می ایستادنددرحالی که داس راپشت گردن نهاده بودند، چندکاسه آب برروی گندم هامی ریختندویک نفرآن هاراشهادت می داد(شهادتین رابرآن هاجاری می نمود)وسپس به خوشه چین هامی گفتندکه این گندم هارابرای خودتان دروکنیدودراصل به آنهامی بخشیدندواین کاررابرای احترام وارزش گذاری به مزرعه انجام می دادندوآن رامانندانسانی که فوت نموده، تلقین می نمودندتاسال دیگربه خدامی سپردند.درهنگام درو، عده ای شروه خوانی می نمودندوعده ای چاووش می کردندکه باصلوات خوشه چین هاهمراهی می شدندوگاهی کل هم می زدند. کسانی که برای اولین باردرسن نوجوانی می خواستنددروکنندویادبگیرند، به آن ها« نودسّه کون »2 می گفتندو«دهدار»به آن هاآموزش می داد. برای وی هم چاووش و«کِل»3 اجرامی کردند. زن هاهم همپای مردان جیلم می کردندواگرطفل شیرخوارهم داشتند برای آن ها« خیلک»4 می زدندوبچه هارادرآن قرارمی دادندوخودبه کارمی پرداختند روی «بافه ها» برای جلوگیری ازحرکت دادن آن هابه وسیله ی باد، کلوخ(کـُلـُم) می گذاشتند. ناگفته نماندکه به دنبال دروگرهاچندنفرکه به آن ها«خوشه چین» می گفتند، حرکت می کردندواگرخوشه ای ازدسته های بریده شده برروی زمین افتاده بود، جمع می کردندوبرای خودبرمی داشتند. به این نحوکه روی دسته های دروشده نمی گذاشتندوبرای استفاده ی خودبه خانه می بردند. البته کارجداسازی دانه هارادرهمان مزرعه انجام می دادندودریک گونی دانه ودریک گونی کاه رامی ریختندوبه خانه می بردند. به طورخلاصه این خوشه ها دیگرمتعلق به صاحب مزرعه نبود. البته خوشه چین هارابیشتر« بازیار»هاتعیین می کردند. بازیارراهم صاحب مزرعه تعیین واجیرمی کردکه درازای جیلمی که انجام می داد، به وی قسمتی ازمحصول رابه جای دستمزد بدهدکه ازقبل باوی مقدارآن شرط می شد.هربازیارازبین نزدیکان خودچندخوشه چین راباخودهمراه می کردتاگندمی هرچندمختصرعایدشان شود. مدت زمانی که مردم مشغول به جیلم بودندمتفاوت بودوازچهل روزتاهفتادروزگفته شده است. البته مزرعه های کوچک رادریک هفته هم بریده اند(مدت جیلم بستگی به مساحت مزرعه وتعدادکارگرهاداشت). افرادی که مشغول به جیلم بودندصبحانه ونهارراکه بیشترخرماو« تلیت»5 بودرادرصحرا، سر ِ زمین هامی خوردندوازصبح خیلی زودکه دنیا هنوزروشن نشده بودمی رفتندوغروب برمی گشتند. قبل ازبرگشت ازصحرا، داس هاوبقیه ی ادوات راهمان جامخفی می کردندوباخودبه ده نمی آوردند. چاله ای هم پرازآتش داشتندکه برای درست کردن چای، آتش سر ِ قلیان، ازآن استفاده می کردند. جیلم کردن فشارزیادی به کمر، واردمی نمودکه اغلب کمرهایشان راهنگام کارمی بستند. وبرای دورماندن سرازآسیب نوروگرمای خورشید، کلاهی ازجنس برگ نخل (پیش) برسرمی نهادند. برای خنک شدن وخنک ماندن آب هم ابتدادو- سه تادسته ازگندم های دروشده راروی زمین می گذاشتندومشک راروی آن قرارمی دادندودوسه دسته ی دیگرهم ، روی مشک می گذاشتندودرآخر« خوره»6 راهم روی همه ی آن هاقرارمی دادند. به علت خاصیت عایقی که ساقه های گندم داشت، آب درون مشک هاخنک وگوارامی شد. سرانجام پس ازسال هاکه می توان ابتدای این سال هارازمان انسان های نخستین تخمین زدباپیدایش علم وتکنولوژی هایی نوین، وتبع آن ساخت کمباین، برای همیشه جیلم باداس ودست منسوخ شد. ابتداکمباین هایی که به آن ها«بافه ای»7 می گفتندوسپس کمباین هایی که به آنها «دونی »8می گفتند، به روستاآورده شدند. کمباین بافه ای که ساختمانی ساده ترازکمباین دونی داشت، گندم هاراپس ازبریدن ، دسته می نمودوباطنابی به صورت اتومانیک می بست وروی زمین رهامی نمود. احمدنعمتی اولین کمباین رادربنارخریدوکسانی چون مرحوم غلامحسین زمانی وعبدالله نعمتی وجلیل سلیمی و...به عنوان راننده روی آن کارمی کردند. اگرچه خودوی هم روی آن کارمی کردودریکی ازسال ها، تیغ کمباین قسمتی ازانگشتش راقطع نمود. کمباین دونی به علت این که خیلی تکامل یافته ترازکمباین بافه ای بودند، خیلی مورداستقبال قرارگرفتندوعمل جداسازی دانه ازخوشه وساقه راهم انجام می دادند. این کمباین هارابیشترازمرودشت می آوردند.صاحبان آن هاهم مرودشتی بودند.این روندتاکنون هم ادامه دارد. علامت وآرم جهادسازندگی که شامل داس جیلمی وخوشه ای ازگندم هست، انسان رابه یاد جیلم می اندازدوماه نوهم به گفته ی حضرت حافظ که می فرماید : «مزرع سبزفلک دیدم وداس مه نو/یادم ازکشته ی خویش آمدوهنگام درو» ، به همین صورت این موضوع راتداعی می کند. جیلم انسان های حقیقت بین رابه یادآخرت می اندازدوپایان بهارراهم گوشزدمی کند که شایدبهارعمرهم به همین صورت برای هرکسی پایانش به وقوع خواهدپیوست و« دنیامزرعه ی آخرت است» یعنی «هرچه کنی کشت همان بدروی.»
جیلم آوی دِجوونی وسرآوی وگذشت
داس گردون ضُرلش کارگرآویدوگذشت
سوزبی خوش جهالی مثِ نوبیگِ نها
ازتش ِبادِخزون تختِ سرآویدوگذشت
خهک واوی دِکلورم وُ دَم ِبُرّه ی هجر
گُذ َرُم زورهَل ِ کوزه گرآویدوگذشت
(برگرفته ازشعرجیلم که سروده ی بنده می باشد)
پایان/ بنارآب شیرین – اردیبهشت 1390
_____________
1- گاراgaaraa
2- نودسه کونnow dasse kun = نودست- مبتدی – تازه کار
3- کلkel = آوای ممتدهلهله درمراسم عروسی وشادی (وبیشتراززنان )
4- خیلکkheylak =سایبان کوچک وموقتی
5- تلیتtalit = ترید- خیسانده نان دردوغ
6- خورهkhureh = جوال بزرگ
7- بافهbaafeh = دسته ای ازمحصولات دروشده
8- دونdun = دانه
توضیح = معانی کلمات درپاورقی براساس کتاب سیری درگویش دشتستانی نوشته ی طیبه برازجانی(پری) /انتشارات راهگشا- چاپ اول 1382 گرفته شده است.