سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
باورها - بنارانه
آن که پى چاره‏هاى گونه‏گون تازد ، چاره‏جویى کار او را نسازد . [نهج البلاغه]
بنارانه
 
صفحه اصلی  |  ارتباط با ما  |   درباره وبلاگ  |  پارسی بلاگ
   1   2   3   4      >

»» باور ها قسمت شانزدهم / محمد غلامی

fkhvhki


اعضای بدن


* اگر چشم دچارپرش بشود، کسی حرفت را می زند.


* اگر چشم دچارپرش بشود، مهمان می رسد.


* اگر پشت چشم دچارپرش بشود، خوب نیست.


* اگر به مژه دست بکشید ویک تارآن جدا شود نشانه ی آمدن مهمان است.


* اگر دست راست دچار خارش بشود، مهمان خودی می آید.


* اگر دست چپ دچار خارش بشود، مهمان غریب می آید.


* هرگاه گلودچار خارش بشود، مهمان می رسد.


* اگرکسی گلویش بخارد در  یقه (یخه) اش تف می کند و می گوید خدایا خیر باشد.


* اگر کف دست راست دچار خارش بشود خوشبختی می آورد.


* اگر کف دست چپ دچار خارش بشود بدبختی می آورد.


*  خارش دست نشانه ی رسیدن رزق وروزی ورسیدن سوغات است.


* اگرسرکودکی « غضّه»کند(کثیف و پوستی شود) باعث روزی به خانواده اش می شود.


* اگر رگ پا بزند، ممکن است نشانه ی روزی و بهره ای باشد.


* اگر رگ پا بزند، ممکن است دعوا راه بیفتد.


* هرگاه پای کسی زیاد عرق می کرد ، خون گوسفند به آن می زدندتا عرق نکند.


* اگر روی تخت یا صندلی نشسته اید، نباید پایتان را تکان بدهید چون دعوا راه می افتد.


* اگرکسی دستش را دورهم بچرخاند، یکی از اقوامش ازبین می رود.


* هرگاه گوش راست کسی صدا داد و وزوز کرد، نشانه ی آن است که کسی دارد حرف خوبی درباره اش می گوید.


* هرگاه گوش چپ کسی صدا داد و وزوز کرد ، نشانه ی آن است که کسی دارد حرف بدی درباره اش می گوید.


* پیچ های موی سر که مثل گرداب است نشانه ی داشتن تعداد زن است واگرموی سرکسی دو پیچ داشته باشد دو زن می گیرد.


* اگرنوک بینی کسی را فشار بدهند ماده ی سفید رنگی بیرون می آید که شیر مادر است.


* اگر کودکی ابتدا دندان بالا درمی آورد او را ازخانه به پایین می انداختند. برای این کار کودک را به پشت بام می بردند و عده ای نیز پایین خانه پتو یا گلیمی درهوا پهن کرده و اطرافش را محکم می گرفتند و کودک را درآن می انداختند.


* اگر کسی درخواب می دید که دندانش افتاده، یکی از بستگانش می مرد.


* اگرکسی دندانش می افتاد آن را زیر خاک می کرد یا در مدفوع الاغی قرار می داد و بالای خانه ای پرتاب می کرد(روی خانه ای که زن حامله ای درآن بود بهتر بود) ومی گفتند اگر آن راازبین ببریم روز قیامت ازما باز خواست می کند.


* آب دهان را نباید در دستشویی انداخت.


* اگرکسی ناخنش را می گرفت آن رادر سوراخی قرار می داد یا زیر خاک می کرد چون معتقد بود روز قیامت از همان ناخن هم باز خواست می شود.


* اگر کسی ناخن پا را در خانه ی کسی دیگر کوتاه می کرد، از آن خانه« پا بُر» می شد (ارتباطش قطع می گردید)



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( شنبه 10/10/90 :: ساعت 6:17 عصر )
»» باور ها - قسمت پانزدهم / محمد غلامی

روزهای هفته


پیش ازاین بارها اشاره کرده ایم که باورهای یک قوم را نمی توان بامعیارهای علمی محک زد. جریان زندگی، به مردم هر سرزمینی،ممکن است چیزهایی بیاموزد که برای نسل های بعد، قابل هضم نباشد. شاید این باورها گذشتگان ما را به نوعی نظم در زندگی دعوت می کرده اند.


* روز شنبه نحس است.


* اگر کسی روز شنبه  بمیرد، به زودی کسی دیگر نیز بعد از او می میرد. به تعبیری دیگر اگر کسی شنبه بمیرد، کسی دیگر را با خودش می برد به همین دلیل چوبی سبزاز نخل به اندازه ی یک متر را بریده و برگ هایش را دور کرده و درقبر میت می گذاشتند یعنی رفیق دارد و کسی رابا خود نبرد.


* گرفتن ناخن در شب شنبه خوب نیست.


* شنبه بازگشت دارد و اگر کسی مثلا دراین روزعروسی کند، عروس به خانه ی پدرش برمی گردد.


* روز شنبه انجام هر کاری بد یمن است.


* روز شنبه درست کردن رشته خوب نیست. 1


* شب شنبه خوب نیست کسی گرسنه بخوابد.


* روز شنبه نباید برای میت مراسم فاتحه(ترحیم) و ختم گذاشت.


* یکی از روزهای خوب برای دوختن لباس دوشنبه است.


* یکی از روزهای خوب برای رشته درست کردن دوشنبه است.


* روز دوشنبه خوب نیست که به مسافرت بروی.


* روز دوشنبه خوب نیست که چیزی بخری.


*زنان روز دوشنبه سرشان را نمی شستند و معتقدبودند که حضرت فاطمه (س)دراین روز می خواست سرش را بشوید، سگ شانه اش را برد.


* روز سه شنبه نحس است.


*روز سه شنبه نباید برای میت مراسم فاتحه(ترحیم) و ختم گذاشت.


* اگر کسی روز سه شنبه رشته درست کند، با کسی دعوا می کند.


* اگر کسی روز سه شنبه بمیرد، باید یک عدد تخم مرغ یا یک تکه چوب سبز در کفن او گذاشت.


* شب چهار شنبه سوری یا غروب آن، آتشی افروخته می شد و یک نفر آن را در خانه ها می گرداند و درتمام گوشه ها وزوایای حیاط می برد و بااین عمل ، بدی ها و نکبت و تنبلی ها را ازخانه می زدود.


* آخرین چهارشنبه ی ماه صفر2، آتشی روشن می کردند و درتمامی خانه ها می بردندو شیشه به هم می زدندو می شکاندند، قلیان ها را می شکاندندو می خواندند: صفرک در/مولید سر3/سال دیگر/ بریم سفرالبته اگرکسی از اعضای خانه حاضر نبود ومثلاً درسفر بود، این کار انجام نمی پذیرفت.


* یکی از روزهای نحس برای مسافرت ، چهارشنبه است.


* بهترین هنگام برای رنگ کردن روز چهار شنبه است.4


* روز چهارشنبه زیه (   - ziyaپایه - شالوده)ی ساختمان را می اندازند(آغازمی کنند).


* یکی از روزهای خوب برای دوختن لباس پنج شنبه است.


* روزهای خوب رشته درست کردن پنج شنبه است.


* یکی از روزهای خوب برای مسافرت پنج شنبه است.


* اگرشب پنج شنبه پا روی برنج بگذاری انگار هفت ملک را کشته ای.


* اگر کسی روز پنج شنبه بمیرد، باید یک عدد تخم مرغ یا یک تکه چوب سبز در کفن او گذاشت.


* اگر مرده ای را عصر جمعه دفن می کردند و شب شنبه اولین شب بعد از دفن اوبود، مرغی را می کشتند و درقبرش می گذاشتند. درغیر این صورت برای بازماندگانش خوب نبود.


* شب جمعه خوب نیست که زاغ و اسپند دود کنند چون زاغ و اسپند برای دورکردن بدی ها دود می شودو شب جمعه ملائک جمع اند ونیازی به این کار نیست.


* شب جمعه نباید پیاز خورد چون ملائک دهانت را می بویند.


___________


1- خمیر رابه اندازه ی نانی کوچک پهن ودایره ای کرده، آنگاه یک لایه ی را روی لایه ی دیگر برمی گرداندند تا به شکل نیم دایره درآید . آنگاه با کاردرشته بُری، آن را برش داده و مثل ماکارونی، رشته رشته می کردند و پس از خشک کردن درآفتاب، به ترتیب خاصی با آن غذا درست می کردند.


2- مردم معتقد بودند که صفر، ماهی سنگین است و دراین ماه، مردم بیش از سایرماه ها می میرند به همین خاطر پس از سپری شدن این ماه، به شکرانه ی سلامتی و جلوگیری از بلایا، خون ریزان می کردند.(مرغی می کشتند و می خوردند ) که این کار تنوعی در روحیات و غذایشان بود.


3- به چهارماه ازماه های قمری مولید می گویند همچنین به مجموع چهار ماه، چهارمولید می گویند. آن چهارماه عبارت بودند از: ربیع الاول، ربیع الثانی، جمادی الاول و جمادی الثانی که دردشتستان به ترتیب به مولید اول، مولید دوم، مولید سوم، و مولید چهارم معروف بودند/سیری درگویش دشتستانی – اثر خانم پری برازجانی- صفحه های 359 و 613


4- وقتی می خواستند چیزی را رنگ کنند، رنگ مورد نظر را درآب جوش ، می جوشاندندو برای این که رنگ ها کیفیت خوبی داشته باشند، همان جا می ایستادند و چند حرف دروغ می بافتند ومی گفتند« رنگ خانه خراب است» و معتقد بودند با این حرف ها، کیفیت رنگ خوب می شود. این جمله بعد ها به صورت ضرب المثل به کسانی که دروغ می گفتند، گفته می شد.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( چهارشنبه 18/8/90 :: ساعت 10:26 صبح )
»» باورها قسمت چهاردهم/ محمدغلامی

 توضیح : قسمت عمده ی این شماره ازگفته های مرحوم محمدجعفرغلامی یادداشت شده است.


باد وباران


* اگر باد ازسمت مشرق بیاید ، علامت باریدن باران است.


* باد لهیمر:( بادی ناگهانی وویرانگردراوایل پاییز می وزد.). باوردارندکه هرجایی آن بادبوزد، آن سرزمین باآمدن باران وبهار، آبادمی شود.


* بادشمال نشانه ی باران است.


* بادجنوب نشانه ی گرم شدن هواست.


* روزی روباه وآفتاب گفتگو می کردند. آفتاب به روباه گفت : یک روز دربیابان گیرت بیاورم و بلایی سرت بیاورم که آن سرش ناپیداباشه. روباه گفت به شمال آقا(بادشمال) می گویم که بیاید.(درآن صورت هواگرم نیست.)و روزی دیگر باران به روباه گفت که روزی دربیابانی گیرت بیاورم وبلایی سرت دربیاورم که آن سرش ناپیدا باشد . روباه گفت به شمال آقامی گویم که نیاید.(اگربادشمال نوزد، هواگرم است حتی هنگام بارش باران.)


* هرگاه ابرازجنوب به شمال برود، (ابربرکشیده ی لـُر)، بارندگی شدید دارد. لـُر، به ناحیه ی بین شمال و مشرق می گویند.


* هنگامی که گردباد ایجادمی شود، درون آن گردباد، شیطان دارد عروس می برد.


* کودکان معتقد بودند اگرکسی درگردباد ادرارکند، تغییر جنسیت می دهد یعنی اگردختراست ، پسرواگرپسر است، دخترمی شود.


* وقتی کسی لباسی رامی شست ومی خواست همان موقع بپوشد، پس ازچلاندن ، برای خشک کردن آن، لباس رابازمی کردوبادودست ، دوطرف آن رامی گرفت ودرحالی که دست هایش را مثل گاوبازها، هماهنگ به طرف راست وچپ می برد، می خواند: حیدربادی ترش کردم خشکش که . واین حالت وآهنگ راتازمانی که لباس خشک نشده بود ادامه می داد.


* هرگاه برگ های نخل بجنبد، نشانه ی آمدن باران است.


* آب باران مرض ها را ازبین می برد.


* اگر اول مغرب و بعدازغروب، آسمان سمت قبله(مغرب) زرد باشد، می گویند «سواد بریده». دراین شرایط از باران خبری نیست .


* وقتی خرنگ افتاد(درپایان چله می گویند خرنگ افتاده)، باران نمی بارد یا باریدن آن اتفاقی است و ترک ها می گویند: دردشتسون بخت است و بارون(یعنی اگرازاین به بعد دردشتستان باران بیاید هم، شانسی و ازروی بخت واقبال است.)


* درهنگام باران بچه ها درباران می گشتند ومی گفتند : آسیو تندترش کن(تندترببار)


* هنگامی که سوزک وسرخک (رنگین کمان) درآسمان پیدامی شد، مردم جست وخیز کنان می گفتند : شرطلی شرطو


موبچه ی افتو


* اگرباران زیادباشدکه باعث رعب ووحشت شود، مهروتسبیح یا نمک درآن  انداختن، باعث قطع باران می شود.


* پیامبرفرمود که : ترسم که ببارد که ببارد که ببارد/ترسم که نباردکه نباردکه نبارد


* نوشیدن آب باران برای سلامتی مفید است.


* ابراول پاییز که اندکی هم می بارید راابر« گلمبو خبرکن »می گفتند. یعنی ابری که آدم های تنبل را خبرمی کند تا فکری کنند و خودرا برای زمستان آماده کنند.


* منشأ همه ی باران ها از شط فرات است.ملک ها ازآن شط، آب برمی دارند ودرجاهای دیگر می ریزند.


* هرقطره ی بارانی دردست یک ملک است.


* اگرماه، خرمن بزند، نشانه ی بارش باران است.


* اگرباران به صورت مورّب ببارد، به آن تیره ی پاخلو(تیره ای که پایشان کج است) می گفتند.


* اگرصبح ، مه بزند(هوامه آلود شود)، نشانه ی بارش باران است.


* ابرشب رفته زودمی آید(روزبعددوباره برمی گرددوهواابری می شود.


* سالی که کرودید(مه)زیادباشد، آن سال باران زیادمی بارد.


* برق شمشیرکی(مثل شمشیرزدن وباپیچ وخم)، بچه ی اول را می برد.


* رنگین کمان نشانه ی پایان بارندگی ست.


* باران دربعدازعید که ببارد، به ته دریامی رودودرصدف قرارمی گیردودرخت مروارید، آن را می پروراند.درشعرسعدی هم این عقیده آمده: یکی قطره باران زابری چکید.../ بوستان


* درزمان حضرت موسی(ع، مردم به قبله ی دعا رفتند ودعای باران خواندندولی باران نیامد. غلام سیاهی دربین مردم زندگی می کرد. به موسی وحی آمد که اگرباران می خواهید، به غلام سیاه بگویید تا او طلب کند. به سیاه گفتند. غلام هم روبه آسمان کردوباتندی حرف هایی زد. بلافاصله باران آمد.ازغلام پرسیدند: مگرتو چه گفتی که باران بارید؟ گفت: به خداگفتم من یک عمرحلال وحرام وهرچه تو می گویی راانجام داده ام وانجام می دهم ، یک بارازتو چیزی خواسته ام وتو انجام نمی دهی؟!!


* دریک قحط سالی ، آهویی نزد موسی(ع)آمدوگفت ازخدابپرس آیا باران می بارد یانه؟ موسی هم پرسیدو وحی آمد که نه. نمی بارد. موسی جواب را به آهوگفت . وقتی آهو نزد یارانش می رفت، درراه رقصان رفت تا آنان را شادکند. خدا گفت : حالاکه او دل دوستانش راشادکرده، من هم دلشان راشادمی کنم و باران باریدن گرفت.


* هرگاه باریدن باران آنقدردیرمی شد که مردم کشاورز رانگران می کرد، برنامه ای درروستا اجرا می شدکه به« گل گلی نو » معروف بود. برای این کار ابتدا ، تنی چندازمردم ، به درخانه ها می رفتندومقداری گندم جمع می کردند ویک روزباآن آشی درست می کردندوبین جمعی که برای اجرای این برنامه آمده بودند، تقسیم می کردنداما به صورت پنهانی، یک عدد سنگ یا مهره  درآن قرار می دادند. ریگ یا مهره ، به صورت اتفاقی درکاسه ی هرکسی می رفت، چون مردم مراقب همدیگربودند، آن فردهم مشخص می شد واو را بالباس های پاره پوره وخنده داری می آراستند وچادرروی سرش می انداختند وآردبیزی روی چهره اش قرارمی دادند وبه او« گلی » می گفتند. گلی جلوی مردم راه می افتادو به سمت قبله ی روستا می رفت ومردم هم پشت سرش کف می زدندوشعرمی خواندند:


می خیم بریم قوله ی دعا/ بلکم خدا رحمش بیا


آسک ما جو می خوا/ گروه ی ما او می خواد


گل گلی نو/ شاخ زری نو


بعد گلی را می گرفتند وکتک می زدند ومی گفتند بگو تاچندروزدیگرباران می بارد؟ گلی نیز برای نجات جانش روزی را تعیین می کرد وتاآن روزهم باران می بارید و اگرتا روز موعود باران نمی بارید ، دوباره این برنامه ازابتدا آغاز می شد.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( سه شنبه 18/5/90 :: ساعت 11:12 صبح )
»» باورها قسمت سیزدهم / محمدغلامی

                                                                     ستارگان


* هرفردزنده ای یک ستاره درآسمان داردکه چندروزقبل ازمرگش، آن ستاره ازبین می رود. هروقت هم درشب ، شهابی دیده شود، می گویند ستاره ای پهرس(پرید- کوچید) وحتماً کسی می میرد.ملک الشعرای بهارهم درشعری می گوید :


گر، روی زی نشیب نهد، اخترکسی


نتوان نگاه داشت مراورابه ریسمان !1


* هروقت ستاره ای بپرد، برای نشان دادن به همدیگرنبایدبه سوی آن دست درازکنیم.


* هنگامی که خورشیدگرفتگی (کسوف) رخ می دهد، عالمی یاپادشاهی می میرد.


* علت خورشیدگرفتگی این است که خورشیدازخودش زیادتعریف می کند. خدانیزروی اوراسیاه می کند.


* هنگامی که ماه گرفتگی( خسوف) رخ می دهد، مردم سینی بزرگی پرآبی می گذاشتندودرآن نگاه می کردندومنتظرمی ماندندتا خسوف انجام شود بعدمی گفتند : گرفتش. به محض این که همه دانستندکه آن جانورخطرناک ماه راگرفته، ازخانه هابیرون می آمدند وچاووشی می کردندودرکوچه ها، هلهله برمی خاست وروی ظروف مسی می کوبیدندومی خواندند :


«سه پل ِ زنگی» 2، ماه ِ ول کُ  تابیا


سویل پلنگی،  ماه ِول کُ تابیا


ومعتقدبودندکه« سه پل ِ زنگی »جانوری خطرناک است که به گلوی ماه چنگ انداخته است.


* موقع ماه گرفتگی اگرزن حامله ای روی شکم بخوابد یاانگشتش به شکمش بگیرد، قسمتی ازپوست فرزندش رنگ جگری یاسیاه می شودکه به آن« ماه گهرسه »3می گویند.


* هفت برادران درواقع چهاربرادروسه خواهرهستندکه پدرشان مرده است چهاربرادرجنازه ی پدررابردوش دارندومی برندوخواهران نیزپشت سرآنان درحرکت هستند.


* روزی آفتاب(دراین جاخورشید منظوراست) داشت نان پهن می کرد. ماه نیز به «تیر»4احتیاج پیداکردونزدآفتاب آمد. ازقضا بین آنان اختلافی پیش آمدوآفتاب تیرش رابه چشم ماه زدواوراکورکرد.واکنون اگربه ماه نگاه کنیم می بینیم که یک چشمش کوراست.


* آفتاب زنجیرآهنی درگردن دارد وملکی سرآن زنجیررادردست داردوآن رامی کشدومی برد.


* هنگامی که باران می باردوخورشیدهم می تابدافتوسرش رامی شوید


* ماه روی تخت نشسته است.


* ستاره ی سهیل از15 شهریورطلوع می کند. بعدازاین تاریخ صبح هاهم هواگرم می شود به نحوی که گورخر، که درتابستان به سایه نمی رود، درآن تاریخ به سایه می رود.


* ستاره ی سهیل که طلوع می کرد، اگرکسی درهفت چاه پوست گاوبریزد یکی ازآن هابه« بلغار»5تبدیل می شود.


* درهنگام طلوع سهیل، درچاهی دریمن ،« بلغار» می ساخته اند.6


* هنگام طلوع ستاره ی سهیل، کسانی که بچه ی کوچکی داشتند، عروسکی روی خانه هامی گذاشتند وپیازی برسرش می نهادندیاپیازی روی چوبی می زدندوپارچه ی سرخی به آن می بستند تابچه مریض نشودیا پیازی برسرخاری می زدندوروی« بره»7هایابالای خانه هانصب می کردندتاسهیل به آنها بزند.


* موقع طلوع سهیل اگربزغاله ای« ره»8 می کرد(دچاراسهال می شد)، پارچه ی سرخی به دُمش می بستند.


* وقتی حضرت ابراهیم (ع)می خواست فرزندش اسماعیل(ع) راقربانی کند، به امرخداوند، «کـُوِه» 9ای (قوچی) آوردندتابه جای اسماعیل قربانی کند. قوچ ازطرف خداوندوازراه آسمان آورده شدوکهکشان ، همان گردوغبارآن است که هنوزبرجاست وکهکشان که غباری نورانی است، دراصل« کـُوِه کشان» است نه کهکشان .


 ____________________                                                                                                                                                                                        


 


1- میلادبهار- دکترسیدهادی حائری - مجلداول 1375- صفحه ی 105


2- she/pele/zangi  


3- maah/gehreseh   – ماه گرفتگی


  4- چوبی که باآن نان راپهن می کردند.


5- بلغار= پوست های رنگین دباغی شده ی خوشبوی./فرهنگ فارسی معین/جلد1/صفحه ی 568


6- سهیل اندریمن بلغارسوزد / دل عاشق زهجریارسوزد


سهیل اندریمن سالی به یک بار /دل فایزدمی صدبارسوزد


ترانه های فایز/عبدالمجیدزنگویی انتشارات ققنوس چاپ سوم 1367 – صفحه ی 149


7- borreh   علوفه های خشک که به صورت کلاف درآمده باشد.


8- reh   اسهال برای بزومیش


9- koveh   قوچ - میش نر


 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( جمعه 9/2/90 :: ساعت 1:19 صبح )
»» باورها قسمت دوازدهم / زیرنظرمحمدغلامی

طبیعت /  قسمت اول


* اگردرتابستان زلزله بیاید، آن سال ازنظرباران وکشاورزی آباد می شود.


* گرمای تابستان به خاطررسیدن رطب است.


* اوایل پاییز، چیزی پنبه مانند ازآسمان فرودمی آمد وروی خارشترهاوشاخه های نازک می نشست که به آن پنبه ی آسمانی می گفتند.


* اول پاییز ستاره ای طلوع می کندکه به آن ستاره ی سهیل می گویند. به همین منظور، ماده ای به نام گل سیلی(گل سهیل) که قرمزرنگ بودرا می خریدندوباآب قاطی می کردندوبرپشت گوسفندان می زدندتابتوانندآب بخورندمعتقدبودندکه تابش آن ستاره درآب اثرمنفی روی دام هاداردواین کاربای خنثی کردن اثرات منفی ستاره ی سهیل بوده است.


* هرگاه ماه درروز چهارشنبه طلوع کند، نحس است.


* ماه های قمری راماه وماه های شمسی رابرج می گویند.


* هرگاه اول ماه، ماه راببینی، بایددردرخت سبزنگاه کنی تاهمیشه سبزبمانی.


* اگرکسی باآب دهان یا فوت کردن ، آتش راخاموش کند، گناه  می کند.


* رنگ زردنشانه ی جدایی است.


* رنگ سیاه، سیاه می آوردیعنی اگرکسی درسوگ کسی ، سیاه بپوشد، بازدچارمصیبت دیگری می شود.


* اگردرخانه ای قارچ بروید، اهل آن خانه گدامی شوند.


* هرکسی که مزرعه ی غله ای رابسوزاند، بیش ازچهل روز عمرنمی کند.


* اگرکسی هنگام ظهرازمیان لاله ( جالیزهندوانه) بگذرد، آن مزرعه خشک می شود.


* بایدمحصول لاله تمام شودبعدازآن تخمه هایش رابوبدهند درغیراین صورت، لاله خشک خواهدشد.


اگرکسی چغندرخام بخورد، گرمی شود.


* اگرکسی پیازبخورد، صورتش قشنگ وزیبا می شود.


* یک علف درزمین های بنارسبزمی شودکه دارای گل های پنبه ای سفیدرنگ است که درهنگام باد،گل هایش به علت سبکی، بابادمی رودکه به آن گل ها قاصدک می گویند. مردم آن راکف دست می گذاشتندومی گفتند: قاصدک برو فلانی رابیاور. ومعتقدبودنداگراین کاررابکنی، هرکسی راکه بخواهی می توانی بیاوری.*


* وقتی کسی آرزوهایی دردل داشته باشد، زیرکـُنارسبزمی رودوآن هارابیان می کندومی گوید: ای سیدسبز، به فریادبرس.


* موقعی که برگ های دل نخلی درباد صدای شرشربدهد، درواقع داردخداراعبادت می کند.


* ازانواع نخل ها، نوعی وجودداردکه به شیخ عالی معروف است.شیخ عالی نخل خرما، نیست بلکه نخل خارکی است یعنی ثمرش راقبل ازخرماشدن، مصرف می کنندورنگ خارک آن هم سرخ است.مردم معتقدندکه نبایداین نخل رادرحیاط ، کاشت چون هرکسی آن رادرحیاط بکارد، عاقبت آن حیاط راترک می کند.


___________


قاصدک تخم نوعی نی است که درکنارجویبارها، بیشه ها وبیابان هامی روید. بسکه سبک است ، بادوحتی امواج ضعیف هوا، اینسووآنسومی برندش. عامه ی مردم توس (مشهد)آن را" خبرکش "می نامندومی پندارندکه ازجایی ناشناخته، یاازمسافریاکسی دورافتاده خبرمی آورد.ازاین رومی نوازندش ومی گویند: " خبرکش ! صفاآوردی.خوش خبرباشی. "وبه اوپیغام می دهندکه ببرد، آزادش می کنندونیزمعتقدندکه خبرکش، اگردرگوشی برود، کر می کند. فارسی هاوتهرانی هابه آن قاصدک می گویند، باهمان اعتقادات...مهدی اخوان ثالث – آخرشاهنامه. انتشارات مروارید.چاپ نهم1369- صفحه ی 148( پاورقی شعرقاصدک)


 


 


 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنار آبشیرین ( پنج شنبه 18/1/90 :: ساعت 1:30 صبح )
   1   2   3   4      >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

روز مادر - روز زن
روز مادر - روز زن
ولادت حضرت فاطمه زهرا(س)
بنار تا بناری / زواره عالی زاده - گچساران
تیم فوتسال بنار 10 تیم فوتسال بنار 10
چهارمین جشنواره ی شعر محلی سنگار افتو
[عناوین آرشیوشده]

بنارانه

» اخبار بنارانه
زیر نظر محمد رضا باقری


>> بعداز وقفه های طولانی و ناهماهنگی های بسیارو باوجود مشکلات فراوان وعدم آشنایی وتسلط پیمانکارو ضعف کارشناس بنیادمسکن،بالاخره طرح هادی روستای بنارآبشیرین آسفالت گردید. قابل ذکراست این طرح ازبهداشت روستا تا منزل محمد عباسی به طول 400متر می باشد

>> جمعه 12/12/1390- انتخابات نهمین دوره ی مجلس شورای اسلامی - آراء شمارش شده در صندوق شماره ی61 سیار بنار آبشیرین 356رای و از این تعداد 65رای مربوط به روستای صفی آباد بود که آقایان جوانشیر کدخداپور181رای، سیدمهدی موسوی نژاد119رای، غلامرضا اسکندری19رای، ایوب پاپری13رای، حاج فتح الله باقری12رای و آقای علیکرم علیپور6 رای را به خود اختصاص دادند

>> چهارمین جشنواره ی شعر محلی سنگار افتو درروز جمعه 15/2/1391 در شهرستان دیلم برگزار شد . در این جشنواره شعرهای اسفندیار فتحی وامان الله ابراهیمی به عنوان شعرهای قابل تقدیر شناخته شد. درضمن دو تن از داوران این دوره، معصومه خدادادی و محمد غلامی بودند

>> تعدادسه دستگاه کمباین از شهرستان مرودشت استان فارس، جهت برداشت محصول کشاورزان به روستای بنار آبشیرین آمدند. کشاورزان امسال هم از برداشت محصول گندم و جو راضی نیستند. نرخ ساعت کار هر کمباین باتوجه به نوع آن 25هزار و35هزار اعلام شده است

>> محوطه ی جلوی مسجد امام سجادع روستای بنار آبشیرین جهت پوشیدن سقف آن آهن کشی گردید. قابل ذکراست هیات امنای این مسجدهیچ گونه بودجه ای جهت مسقـّف کردن آن به وسیله ی پلیت ندارد ودست یاری به سوی خیـّرین روستا بلند کرده است. استاد قاسم رضایی زحمت آهن کشی آنرابه عهده داشته است

>> آقای سیدمهدی موسوی نژاد نماینده ی منتخب مردم دشتستان درجمع اهالی مردم روستای بنار آبشیرین حضوریافت وبعدازاقامه نماز مغرب وعشا ازحضورگسترده مردم در پای صندوق های رأی تشکر نمود. ایشان اعلام نمودند که نماینده ی خوبی برای مردم دشتستان باشند

>> تعزیه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) دربعدازظهر چهارشنبه 6/2/1391 روز شهادت این بانوی بزرگوار درروستای بنار برگزار گردید .

>> دهیارروستای بنارآبشیرین درروز معلم12/2/1391 درمهدکودک وپیش دبستانی ومدرسه ابتدایی روستا حضوریافت واز زحمات ارزنده مربی این مهد ودو معلم گرامی مدرسه دبستان قدردانی نمودو هدایایی نیزبه رسم یادبودبه این بزرگواران تقدیم گردید .

>> شماره حساب حسینیه ی بنار آب شیرین جهت دریافت کمک های شما 0206881267003 به نام آقای ابراهیم زمانی / بانک صادرات زیارت

>> 2621091126 شماره حساب جاری فراگیر به نام (سایت بنارانه) غلامی – شجاعی ، قابل پرداخت در کلیه ی شعب بانک تجارت سراسر کشور در خدمت شماست


بازدید کنندگان
>> بازدید امروز: 30
>> بازدید دیروز: 145
>> مجموع بازدیدها: 52464
» آرشیو مطالب
فرهنگی [21]
مذهبی [45]
اجتماعی [10]
شعر وادبیات [31]
ورزشی [66]
اخبار [41]
سرآغاز [11]
پیام ها و نظرها [77]
باورها [16]
روات [10]
عکس ها [15]
مفاخر بنار [8]
گفتگو [5]
تعزیه خوانان بنار [9]
خاطرات ، یاد نها و گزارش [46]
آیا می دانیدکه [10]
ربع قرن پیش [14]
پژواک [21]
اقتصاد و کشاورزی [9]
غذا های محلی [7]
ضرب المثل ها وچیستان ها و کنایه ها [7]
دنیای توپ [3]
کمی بخندیم [6]
بسیج [7]
بازی های محلی [3]
مسابقه ی شناسایی [3]
مردم شناسی و معماری بنار [21]
گلگشت
اطلاع رسانی
تاریخ [8]
جشن ها و مناسبت ها [2]
اسفند 90 [19]
بهمن 90 [2]
فروردین 91 [7]
اردیبهشت 91 [5]

» گروه بنارانه

>> مسلم جعفری - گلگشت

>> احمد روزبه - کمی بخندیم

>> مهندس احمد زمانی - بازی های محلی

>> قاسم شجاعی- مفاخر - عکاس

>> حسنعلی زمانی- خبرنگار ورزشی

>> امان الله ابراهیمی - آیامی دانیدکه... - تعزیه

>> محمدرضا باقری - اخبار

>> داراب جعفری - بسیج

>> نیما غلامی- امور رایانه

>> غزاله غلامی - تایپیست

>> بتول قاسمی - غذاهای محلی

>> محمدغلامی- روات- باورها، ضرب المثل ها و کنایه ها، ربع قرن پیش درچنین ماهی، دنیای توپ و ....


» پیوندهای روزانه

از بنار تا بناری [12]
پرپروک [480]
دیار نخل و رود [188]
روزگاران بنار [226]
شمشیر امروز [66]
محسن شجاعی [50]
سایت زیارتی ها [251]
سایت عبدالکریم جوکار [924]
زادگاهم بنار آبشیرین [111]
محمد غلامی [216]
مهرداد شجاعی [102]
دیارمهر [110]
بردزرد [32]
گنجو [60]
سایت بنار آزادگان [58]
[آرشیو(16)]

» لینک دوستان

» صفحات اختصاصی

» طراح قالب